فرهنگ اصطلاحات صرف و نحو عربی - دحداح، انطوان - الصفحة ٣٥٤
مركّب اسنادى
اسم علم است كه از دو كلمه تركيب شده و يكى به ديگرى اسناد داده شده است. تركيب آن يا جملۀ فعليّه است: فتح اللّه، يا جملۀ اسميّه: البدر طالع. اين اسم، مانند يك كلمه است و بر حسب موقعيّتش در جمله، مبنى باقى مىماند:
جاء تأبّط شرّا. مررت بتأبّط شرّا.
مركّب اضافى
اسم علم است كه از مضاف و مضاف اليه تشكيل شده است: عبد العزيز. جزء اول آن، بر حسب موقعيّتش معرب است و جزء دوم آن، مجرور به اضافه است: جاء عبد العزيز؛ رأيت عبد العزيز؛ مررت بعبد العزيز.
مركّب غير كلامى
تركيب، انضمام كلمهاى به يك كلمه يا بيشتر است. تركيب دو نوع است: مركّب كلامى، مركّب غير كلامى. مركّب غير كلامى، چيزى است كه در حكم مفرد است: عبد اللّه، الحيوان النّاطق.
مركّب كلامى
تركيب، انضمام كلمهاى به يك كلمه يا بيشتر است، و دو نوع است: مركّب كلامى و مركب غير كلامى. مركّب كلامى، همان كلام مفيد؛ يعنى جمله است: العلم كنز، انتصر القائد.
مركّب مزجى
اسم علم است كه از دو كلمه تركيب شده است و آن دو كلمه به گونهاى ممزوج شدهاند كه يك كلمه به شمار مىآيند: بعلبك؛ «بعل»، نام بتى است و «بكّ» مردى كه آن را عبادت مىكند؛ سيبويه؛ «سيب» به معناى ميوۀ سيب و «ويه» به معناى بو و رايحه است. جزء اوّل اين كلمات، مبنى بر فتح است و جزء دوم آنها معرب غير منصرف: أعجبتني بعلبكّ؛ زرت بعلبكّ؛ مررت ببعلبكّ.
مركّب مفيد
جمله، كلام مركّب مفيد؛ يعنى مجموعه كلمات به هم پيوسته در معنايى تامّ و مفيد است: قام زيد.
١. كلام مركّب يا فايدۀ تام دارد، مانند مثال فوق، يا فايدۀ غير تام: إن قام زيد؛ زيرا پس از آن انتظار معناى مطلوبى مىرود، كه همان جواب شرط است.
٢. مركّب مفيد دو نوع است: كلامى و غير كلامى.
مَرَّة
١. ظرف زمان است: جئت مرّة. مفعول فيه و منصوب به فتحه است.
٢. هرگاه «أل» بر سر آن درآيد، بر حسب موقعيّتش در جمله، معرب است: هذه هى المرّة الأخيرة.