فرهنگ اصطلاحات صرف و نحو عربی - دحداح، انطوان - الصفحة ٣٤٨
مخصوص مدح و ذمّ
چهار فعل جامد براى انشاء مدح يا ذمّ بر سبيل مبالغه وضع شدهاند كه عبارتاند از:
نعم، حبّذا، بئس، ساء. اين افعال، به جز فاعل، اسمى مخصوص مدح و ذمّ مىطلبند كه همواره پس از فاعل مىآيد. تقدير اسم مخصوص، چهار صورت است:
١. مبتداى مؤخّر و جملۀ پيش از آن، خبر است: زيد نعم الرّجل.
٢. خبر براى مبتدايى است كه حذف آن واجب است: نعم الرّجل الممدوح زيد.
٣. مبتداست و خبرش حذف شده است:
نعم الرّجل زيد الممدوح.
٤. بدل از فاعل است: نعم الرّجل زيد.
مَدّ
ضوابط چهارگونهاند: تشديد، مدّ، وصل، قطع.
مد بر روى «الف» نوشته مىشود و بر «الف» محذوفى دلالت مىكند كه پس از همزهاى به صورت «الف» آمده است: آثر، أاثر؛ مآخذ، مأاخذ؛ استقصاآت، إستقصاءات.
مُدَّة
ظرف زمان است.
١. معرب، مفعول فيه و منصوب است:
تغيّب مدّة.
٢. اسم مضاف، مفعول فيه و منصوب است: ذهبنا مدّة الإجازة.
مُذْ
اصل آن «منذ» است و به همين سبب به هنگام برخورد با حرف ساكن، مضموم مىشود.
١. حرف جرّ و مبنى بر سكون است و محلّى از اعراب ندارد: ما رأيتك مذ يومين. مفرد را مجرور مىكند و مخصوص زمان ماضى و حاضر است. پس گفته نمىشود: سأراه مذ غد.
٢. ظرف زمان، مبنى و محلاّ منصوب است، همچنين متصرّف است؛ يعنى ظرف و غير ظرف به كار مىرود، و به جملۀ فعليه يا اسميه اضافه مىشود: ما رأيته مذ رحل، ما رأيته مذ أنا مريض. هر دو جمله، بنابر اضافه، محلاّ مجرورند.
٣. اسم و بر حسب موقعيت خود در جمله، مبنى است: ما رأيته مذ يومان؛ «مذ»، مبتدا و ما بعد آن خبر است.
مذكّر
عبارت است از چيزى كه اشاره به آن با كلمۀ «هذا» صحيح باشد: هذا امير، هذا معاوية.
هذا كتاب. مذكّر دو نوع است:
١. مذكّر حقيقى بر جنس نر انسانها و حيوانات دلالت مىكند: أب، أسد.
٢. مذكّر مجازى بر اسم چيزهايى دلالت مىكند كه از قاعدۀ مذكّر پيروى كنند: بيت، مصباح.