فرهنگ اصطلاحات صرف و نحو عربی - دحداح، انطوان - الصفحة ٣٤
اسم صوت
١. اسم فعل «مرتجل» است، انسان ناخودآگاه آن را به كار برده و نخستينبار به عنوان اسم فعل وضع شده است، و مخاطب آن حيوانات يا كودكاناند: هيد، حل، براى شتر؛ إسّ، سعّ، براى گوسفند؛ هجا، هج، براى سگ؛ هلا، هال، براى اسب.
٢. اسم صوت، ضميرى با خود ندارد، از عوامل تأثير نپذيرفته، در غير خود تأثير نمىگذارد.
٣. اسماء اصوات، اسمهاى مبنىاند و تا وقتى بر مجرّد صوت (آوا)، دلالت مىكنند محلّى از اعراب ندارند. امّا اگر از معانى اصلى خود خارج شوند و بر صاحب صدا دلالت كنند بر مبناى موقعيّتشان در جمله، اعراب مىپذيرند: أزعجنا غاقّ؛ كه در اينجا فاعل، «غراب» است.
اسم عدد
اسم غير متصرّف است، بر كميّت و ترتيب دلالت مىكند و بر دو قسم است:
١. عدد اصلى: چهار نوع است: (١) مفرد:
از واحد تا عشره و عددهاى مئه و ألف مفرد شمرده مىشوند. (٢) مركّب: از احد عشر تا تسعة عشر. (٣) عقود: از عشرون تا تسعون. (٤) معطوف: از واحد و عشرون تا تسعة و تسعون.
٢. عدد ترتيبى: چهار نوع است: (١) مفرد، از أوّل تا عاشر. (٢) مركّب: از الحادى عشر تا التاسع عشر. (٣) عقود: العشرون تا التّسعون، و نيز المئه و الألف. (٤) معطوف: از الواحد و العشرون تا التّاسع و التّسعون.
٣. عدد بدون معدود در هيچ جملهاى به كار نمىرود، به جز در رياضيّات كه عدد به صورت نماد به كار مىرود.
٤. عدد همواره از چپ به راست نوشته مىشود. عدد مفرد و عقد از چپ به راست خوانده شده و عدد مركّب و معطوف از راست به چپ خوانده مىشود: ١٧ حزيران ١٩٨٣.
السّابع عشر من حزيران سنة ألف و تسعمئة و ثلاث و ثمانين.
اسم عَلمَ
اسم متصرّف است و از ميان افراد يك جنس به يك فرد اختصاص دارد. اقسام اسم علم عبارتاند از:
١. اسم علم مفرد: سمير، مكحول، تميم.
٢. اسم علم مركّب: عبد اللّه، بيت لحم، تأبّط شرّا.
٣. اسم علم جنسى: ذؤاله، بنت طبق، سبحان، أكتع.
٤. كنيه: أبو فارس، أمّ كلثوم.
٥. لقب: الشّنفرى؟؟؟، هارون الرّشيد.
اسم عَلَم جنسى
بر تمامى افراد يك جنس دلالت دارد و