فرهنگ اصطلاحات صرف و نحو عربی - دحداح، انطوان - الصفحة ٣٣٦
عالم.
٤. ضمير بدل از ظاهر: رأيت أخاك إيّاه.
٥. ظاهر بدل از ضمير: رأيته أخاك.
٦. ضمير بدل از ضمير: رأيته إيّاه.
٧. فعل بدل از فعل: قام زيد ذهب.
٨. فعل بدل از اسم: زيد متّق يخاف الله.
مبنى
اسم، يا فعل و يا حرف است و آخر آن حركت يا حرفى را همواره لازم دارد و هيچ عاملى در آن تأثير نمىكند: هؤلاء، فعل، ليت.
١. اصل در اسم، معرب بودن آن است و اسم مبنى، خلاف اصل است.
٢. اصل در فعل، مبنى بودن آن است و فعل معرب، خلاف اصل است.
٣. تمامى حروف مبنىاند.
متأخّر
اصطلاحى است كه بر تأخير وظيفۀ نحوى از مرتبۀ اصلى خود، دلالت مىكند.
١. فاعل متأخّر از مفعول به: ضرب أخاك الأمير.
٢. فعل متأخّر از مفعول به: (إِيّاكَ نَعْبُدُ).
٣. مبتداى مؤخّر از خبر: في الأزهار جمال.
٤. صاحب حال متأخّر از حال: قدم مسرعا رجل، يا عامل حال متأخّر از حال: باسما قدم الزّائر.
متبوع
لفظى است كه در كلام، بر غير خود پيشى مىگيرد؛ زيرا معناى آن به توضيح نياز دارد.
نتيجۀ اين تبعيت، اين است كه تابع از متبوع در حالتهاى خاص، مانند اعراب، تعريف، افراد و تذكير و فروع آنها پيروى مىكند: رجل شجاع، اللّبنانيّون الفاضلون. تابع از متبوع پيروى مىكند.
١. نعت در تمامى حالات از منعوت پيروى مىكند، امّا نعت سببى فقط در تعريف و تنكير و اعراب، از منعوت تبعيّت مىكند.
٢. تأكيد: (١) لفظى در تمام حالات از موكّد پيروى مىكند. (٢) تأكيد معنوى در تعريف و تنكير از متبوع پيروى نمىكند. البتّه «كلا» و «كلتا»، تأكيد «كل» و «جميع» و... شروطى دارند.
٣. بدل فقط در اعراب از مبدل منه پيروى مىكند.
٤. عطف: (١) عطف بيان در تمام حالات از معطوف پيروى مىكند. (٢) عطف نسق در اعراب از معطوف پيروى مىكند، امّا در ساير موارد، جايز است كه پيروى كند.
متصرِّف
اصطلاحى نحوى است كه شامل اسم و فعل مىشود.
١. اسم متصرّف، تثنيه و جمع بسته مىشود، و نيز مصغّر و منسوب مىشود: جبل،