فرهنگ اصطلاحات صرف و نحو عربی - دحداح، انطوان - الصفحة ٣٣٤
بيايد: بلغني أنّك نجحت؛ يعنى «نجاحك»، كه فاعل است. (أَنْ تَصُومُوا خَيْرٌ لَكُمْ)؛ يعنى «صيامكم»، كه مبتدا است. (آمِنُوا كَما آمَنَ اَلنّاسُ) يعنى «ايمان الناس»، مفعول به است.
مؤوّل به مشتقّ
اسم جامدى است كه در اصل موصوف بوده، بر معناى مشتق دلالت مىكند و به صفت ملحق مىشود: رأيت قائدا حملا؛ يعنى وديعا.
مؤوّل به مشتق، وظيفههاى نحوى گوناگون دارد.
١. خبر مؤوّل به مشتق، اسم جامدى است كه ضميرى را دربر دارد: زيد أسد - هو.
٢. حال مؤوّل به مشتق، اسم جامدى است كه دلالت بر اين امور كند: تشبيه، باب «مفاعله»، ترتيب، تفصيل، تسعير (نرخگذارى): علّمته النّحو بابا بابا.
٣. نعت مؤوّل به مشتق، كه شامل اين موارد است: اسم اشاره: أكرمت الفتى هذا.
موصول همراه «أل»: جاء الرّجل الّذى اعتدى؛ عدد: رأيت رجالا ثلاثة؛ منسوب: أنا رجل لبنانىّ.
٤. جامد مؤوّل به مشتق، كه بر صفت مشبّهه دلالت مىكند: تناولنا شرابا عسلا طعمه. يا عسليّا.
مبالغه
افزونى صفت در موصوف است و بر اسم مشتق به معناى اسم فاعل، واقع مىشود.
جايز است كه وزن «فاعل» كه صيغه اسم فاعل است به صيغه ديگرى تبديل شود تا مبالغه را برساند: زارع، اسم فاعل است كه عمل «زرع» را انجام مىدهد؛ زرّاع، اسم مبالغه است كه فراوانى كار زراعت را افاده مىكند.
مبتدا
اسم مرفوع است و براى ابتدا آمدن صلاحيت دارد، در اصل معرفه و مجرّد از عوامل لفظى است و به سبب نسبت دادن خبر به آن، مسند اليه (محكوم عليه) است: الحقّ غالب؛ «الحقّ» مبتداست. مبتدا مرفوع به ابتدائيت است و خبرش را نيز رفع مىدهد.
خبر، اسم مرفوع، و در اصل نكره است و حكم مبتدا و مسند آن است.
١. عوامل (فعل، اسم مشتق، حرف) بر سر كلمه درمىآيند و آخر آن را رفع، نصب، جرّ يا جزم مىدهند، عامل لفظى در كلام ظاهر مىشود، امّا عامل معنوى با عقل درك مىشود، مانند: ابتدائيت.
٢. مبتدا ممكن است صريح باشد: أنت شجاع و يا مؤوّل به صريح: (أَنْ تَصُومُوا خَيْرٌ لَكُمْ).
٣. مبتدا در اوّل اين جملات مىآيد:
(١) جملۀ ابتدائيه: القناعة غنى. (٢) جملۀ حاليه: سرت و القمر فى كبد السّماء. (٣) جملۀ نعتيه: رأيت شيخا مجلسه مهيب. (٤) جملۀ خبرى: الظّلم مرتعه وخيم. (٥) صلۀ موصول:
زارني الّذى أبوه خطيب.