فرهنگ اصطلاحات صرف و نحو عربی - دحداح، انطوان - الصفحة ٣٣٣
١. فاعل مؤخّر از مفعول به. ضرب اخاك الأمير.
٢. فعل مؤخّر از مفعول به: (إِيّاكَ نَعْبُدُ).
٣. مبتداى مؤخّر از خبر: فى الازهار جمال.
٤. حال مؤخّر از صاحب حال: قدم مسرعا رجل، يا حال مؤخّر از عامل خود: باسما قدم الزّائر.
مؤكَّد
فعل بر دو قسم است: مؤكّد و غير مؤكّد.
١. فعل مؤكّد، فعلى است كه «نون» تأكيد ثقيله يا خفيفه به آن بپيوندد: هل تذهبنّ؟ هل تذهبن؟ مقصود از الحاق «نون» تاكيد به فعل، نشان دادن تصميم بدون ترديد متكلّم بر انجام كار است. تأكيد با «نون» تأكيد ثقيله، شديدتر از تاكيد با «نون» خفيفه است. اين دو، علاوه بر تاكيد، گاهى شمول و عموم را نيز مىرسانند: يا قومنا احذرن.
٢. شروط «نون» تاكيد: (١) هرگز به فعل ماضى نمىپيوندد. (٢) به فعل امر، بىهيچ شرطى، مىپيوندد. (٣) به فعل مضارع، به شرط اينكه معناى استقبال بدهد، مىپيوندد.
٣. مواردى كه مضارع در معناى مستقبل به كار مىرود:
(١) استفهام: هل تكتبنّ. (٢) ترجّى (اميدوارى): لعلّك ترضينّ. (٣) عرض؛ يعنى طلب كردن با نرمى: ألا تنزلنّ عندنا.
(٤) تحضيض؛ يعنى طلب كردن با شدّت: هلاّ ترجعنّ عن عزمك. (٥) نهى: لا تكذبنّ. (٦) تمنّى:
ليتك تفوزنّ. (٧) قسم: لاحفظنّ عهدك.
مؤنّث
آن است كه اشاره به آن، با كلمۀ «هذه» صحيح باشد: هذه أميرة. هذه سلمى. هذه حسناء. مؤنّث دو نوع است: حقيقى و مجازى، و بر سه قسم است: لفظى، معنوى، و لفظى و معنوى با هم.
١. مؤنّث حقيقى بر مادۀ انسانها و حيوان دلالت مىكند: أمّ، لبؤة.
٢. مؤنّث مجازى بر اسماء اشيايى دلالت مىكند كه از قاعدۀ تأنيث پيروى كنند: دواة، شجرة.
٣. مؤنّث لفظى، بر مذكّر دلالت مىكند، ولى علامت تأنيث دارد: معاوية، زكريّاء.
٤. مؤنّث معنوى، بر تأنيث دلالت مىكند، ولى علامت تأنيث ندارد: سعاد، مريم.
٥. مؤنّث لفظى و معنوى با هم، بر مؤنّث دلالت مىكند و علامت تأنيث نيز دارد:
ليلى، فاطمة.
مؤوّل به صريح
برخى از وظيفههاى نحوى، مانند فاعل، نايب فاعل، مبتدا و مفعول به، گاه صريح مىآيند گاه مؤوّل به صريح. مؤوّل به صريح تشكيل شده است از حرف مصدرى «أنّ، إنّ، ما» و جملهاى كه مصدرى بتواند به جاى آن