فرهنگ اصطلاحات صرف و نحو عربی - دحداح، انطوان - الصفحة ٣٢٦
اعراب ندارد، و همچنين حرف مشبّهه بالفعل از اخوات «إنّ» است. بر سر جملۀ اسميّه درمىآيد، مبتدا را، به عنوان اسم خود، منصوب مىكند و خبر را، به عنوان خبر خود، مرفوع مىسازد: لكنّ لبنان عزيز.
هرگاه «ما» ى زايد به آن بپيوندد، آن را از عمل باز مىدارد: لكنّما لبنان عزيز. براى استدراك نيز به كار مىرود: زيد ذكىّ لكنّه شيطان.
لِكَىْ
مركّب است از «لام» (حرف جر) و «كى» (حرف نصبدهندۀ فعل مضارع): ادرس لكى تنجح.
لَمْ
حرف معنا و مبنى بر سكون است و محلّى از اعراب ندارد. همچنين حرف نفى و جزم دهندۀ فعل مضارع و از حروفى است كه يك فعل را جزم مىدهد: (لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَدْ). «لم»، مضارع را به ماضى تبديل مىكند.
لَمَّا
حرف معنا و مبنى بر سكون است:
١. حرف نفى و جزمدهندۀ مضارع است:
لمّا يأت القطار. جايز است كه، بنابر دليلى، فعل مجزوم آن حذف شود: قاربت المدينة و لمّا؛ يعنى لمّا أصل اليها. معناى مضارع را به ماضى تبديل مىكند و آن را تا زمان حال، نفى مىكند.
گفته نمىشود: لمّا يقم ثمّ قام؛ بلكه گفته مىشود: لمّا يقم حتّى هذه اللحظة.
٢. حرف ظرف؛ ظرف زمان مبنى و محلاّ منصوب و غير متصرّف است، يعنى به صورت ظرف و غير ظرف به كار مىرود، و به جملۀ فعليّۀ ماضى اضافه مىشود: لمّا تكلّم الأستاذ أصغينا.
لَنْ
حرف معنا و مبنى بر سكون است و محلّى از اعراب ندارد. همچنين حرف نصبدهندۀ فعل مضارع است كه وقوع آن را در آينده نفى مىكند: لن أكون مناصرا للفاسدين.
لو
حرف معنا و مبنى بر سكون است و محلّى از اعراب ندارد.
١. حرف تمنّى (آرزو): لو يعود الشّباب.
حصول معناى آن غير ممكن است.
٢. حرف شرط غير جازم: لو شاء لاكرمته.
حرف امتناع است، به دليل امتناعى كه بر ماضى و مضارع درآمده است.
٣. حرف عرض: لو تنزل عندنا، حصول معناى آن ممكن است.
٤. حرف مصدرى: (يَوَدُّ أَحَدُهُمْ لَوْ يُعَمَّرُ).
غالبا پس از «ودّ» و مشتقّات آن مىآيد.