فرهنگ اصطلاحات صرف و نحو عربی - دحداح، انطوان - الصفحة ٣١٦
كلمۀ مبنى
كلمهاى است كه حركت يا حرف آخر آن ثابت باشد؛ هرچند عوامل آن تغيير كند.
١. حرف؛ همواره مبنى بر حركت خود است و محلّى از اعراب ندارد.
٢. اسم: (١) مبنى و داراى بناء لازم و عبارتاند از: ضمير، اسم اشاره، اسم استفهام، اسم شرط، اسم موصول، اسم فعل، بعضى از كنايات و بعضى از ظروف. (٢) اسمهاى مبنى و داراى بناء عارضى عبارتاند از: مناداى مفرد مقصود به ندا، عدد مركّب، مركب مزجى تركيب شده از ظروف و احوال، ظروف اضافهشده به جملهها، اسم جهات ششگانه، اسم لاى نفى جنس.
٣. فعل: (١) ماضى؛ همواره مبنى است.
(٢) مضارع؛ اگر «نون» تأكيد يا «نون» تأنيث به آن متّصل شود مبنى است. (٣) امر؛ همواره مبنى است.
كلمۀ معرب
كلمهاى است كه همۀ علائم اعراب در آخر آن ظاهر شود.
١. حرف محلّى از اعراب ندارد و همواره مبنى است.
٢. اسم معرب: (١) منصرف است و تنوين مىپذيرد و شامل اين موارد است: مصدر، اسم فاعل، اسم مفعول، صفت مشبّهه، صيغۀ مبالغه، افعل تفضيل، اسم مكان، اسم زمان، اسم آلت، اسم جنس، اسم علم، اسماء خمسه، بعضى از اعداد، بعضى از كنايات، بعضى از ظروف. (٢) غير منصرف است و علامت جرّ و تنوين نمىپذيرد و شامل اين موارد است: علم مفرد، صفت مفرد و منتهى الجموع.
٣. فعل مضارع، معرب است؛ به جز وقتى كه «نون» تأكيد يا «نون» تأنيث به آن متّصل شود.
كَمْ
اسم كنايهاى است كه اختصاص به كنايه از عدد دارد. «كم» مبنى بر سكون و دو نوع است:
١. «كم» استفهاميّه؛ كنايه از عددى است كه سؤالكننده نمىداند و قصد تعيين آن را دارد: كم طالبا جاء؟
٢. «كم» خبريّه؛ كنايه از عدد فراوانى است كه از آن خبر مىدهند و قصد تعين آن را ندارند: كم طالب جاء! در ميان كنايات، تنها «كم» خبريّه است كه در جمله، صدارت طلب است.
كَما
كلمهاى است مركّب از «كاف» و «ما»، و تركيب آن چنين است:
١. از «كاف» حرف جرّ و «ما» ى مصدر تركيب مىشود: زرنى كما تزور أخاك.
٢. از «كاف» حرف جرّ و حرف «ما» ى