فرهنگ اصطلاحات صرف و نحو عربی - دحداح، انطوان - الصفحة ٣٠٩
مركّبى اختصاص دارد كه داراى عمل اعرابى است. اين عمل اعرابى به سبب پيوستن جزء اوّل به كلمۀ ديگر، باطل مىشود. «كافّه»، همان «ما» ى زايد است و «مكفوفه» عبارت است از:
١. حروف معانى: إنّما، كأنّما، لكنّما، ربّما، كيما.
٢. افعال: طالما، كثرما، قلّما، قصرما، شدّما.
كالَ
١. برخى از فعلها دو مفعول را منصوب مىكنند كه اصل آن دو، مبتدا و خبر نيست:
كسا أخوك الفقير ثوبا. گروه ديگرى از افعال نيز دو مفعول را منصوب مىكنند و به جاى مفعول دوم آنها مىتوان جار و مجرور نهاد:
كلت زيدا زيتا - لزيد.
٢. اين فعلها عبارتاند از: اختار، استغفر، أمر، دعا، زوّج، سمّى، صدق، كنّى، كال.
كانَ
١. فعل ماضى ناقص است و بر سر جملۀ اسميّه درمىآيد؛ مبتدا را، به عنوان اسم خود، مرفوع مىكند و خبر را، به عنوان خبر خود، منصوب مىسازد: كان البرد قارسا. اين فعل، متصرّف تامّ است.
٢. اگر به معناى صيرورت نباشد، فعل تامّ است: كان برد.
٣. «كان» در اين موارد، از ساير افعال ناقصه متمايز مىشود: (١) با لفظ ماضى بين دو چيز متلازم (مثل «ما» و فعل تعجّب) اضافه مىشود: ما كان أجمل الرّحلة. (٢) جايز است پس از «إن» و «لو»، با اسم خود حذف شود:
النّور يهدى و إن خافتا. (٣) اگر پيش از آن حرف نفى باشد، در خبر آن حرف «باء» اضافه مىشود: ما كان اللّه بظلاّم للعباد. (٤) جايز است كه «نون» مضارع مجزوم آن حذف شود: لم أكن [أك] مؤمنا.
كانَ و اخوات آن
افعال ناقصه و از مجموعۀ نواسخاند و بر سر جملۀ اسميّه درمىآيند؛ مبتدا را، به عنوان اسم خود، مرفوع مىكنند و خبر را، به عنوان خبر خود، منصوب مىسازند: كان زيد قائما.
١. «كان» و اخوات آن تقسيم مىشوند به:
(١) افعال متصرّف تامّ: أصبح، أضحى، أمسى، بات، صار، ظلّ، كان. (٢) افعال متصرّف ناقص:
ما انفكّ، ما برح، ما زال، ما فتىء. (٣) افعالى كه صرف نمىشوند: ليس و مادام.
٢. اين افعال به آنها ملحق مىشوند: ارتدّ، استحال، آض، انقلب، تبدّل، تحوّل، حار، راح، رجع، عاد، غدا. آنچه از افعال ناقصه مشتق شود، عمل افعال ناقصه را انجام مىدهد.
٣. همۀ اين افعال بدون هيچ شرطى عمل مىكنند به جز: (١) «دام»، كه واجب است «ما» ى مصدرى بر آن مقدّم شود: أحسن ما دُمْتُ حَيًّا. (٢) «انفكّ»، «برح»، «زال»،