فرهنگ اصطلاحات صرف و نحو عربی - دحداح، انطوان - الصفحة ٣٠٨
٣. افعال مقاربه عبارتاند از: أوشك، كرب، كاد.
كادَ و اخوات آن
افعال ناقصه و از مجموعۀ نواسخاند و بر سر جملۀ اسميّه در مىآيند؛ مبتدا را، به عنوان اسم خود، مرفوع مىكنند و خبر را، به عنوان خبر خود، منصوب مىسازند: كاد الفارس يضحك.
١. «كاد» و اخوات آن تقسيم مىشوند به:
(١) افعال مقاربه: أوشك، كرب، كاد. (٢) افعال رجاء: اخلولق، حرى، عسى. (٣) افعال شروع:
ابتدأ، أخذ، أقبل، انبرى، أنشأ، جعل، شرع، طفق، علق، قام، هبّ.
٢. خبر اين افعال بايد داراى اين شروط باشد: (١) مضارع باشد. (٢) ضميرى را كه به اسم آن باز مىگردد مرفوع كند. (٣) پس از آنها قرار گيرد. و جايز است خبر در وسط قرار گيرد: كاد يسقط البيت.
٣. همۀ «اخوات كاد» جامداند و فقط ماضى دارند، به جز «أوشك» و «كاد» كه از اين دو، مضارع و اسم فاعل اشتقاق مىيابد. آنچه از افعال شروع مشتق شود، از افعال ناقصه به شمار نمىآيد: هذا كاتب ينشئ كلاما و يشرع فى عمله.
٤. حكم خبر آنها در همراهى با «أن» چنين است: (١) در «إخلولق» و «حرى»، همراه بودن خبر با «أن» واجب است: حرى الطّفل أن يمشى. (٢) در «أوشك» و «عسى»، غالبا خبر با «ان» همراه است. (٣) در «كرب» و «كاد»، غالبا خبر با «أن» همراه نيست.
(٤) در همۀ افعال شروع، واجب است خبر بدون «أن» باشد. (٥) اگر فعلهاى «اخلولق»، «أوشك» و «عسى» به مصدرى كه از «أن» و فعل ساخته شده است اسناد داده شوند، فعل تامّ هستند: عسى أن يعود الرّسول. و اگر پس از افعال شروع، فعل مضارع نيايد و اين افعال به معناى ابتدائيّت نباشند، تامّ خواهند بود: أخذ الولد كتابه.
كاف خطاب
حرف معنا و مبنى بر حركت خود است و محلّى از اعراب ندارد. «كاف» خطاب با اين موارد مىآيد:
١. اسم اشاره: ذلك.
٢. برخى از اسماء افعال: رويدك.
٣. برخى از حروف: كلاّك - كلاّلك.
٤. در مواردى مانند تعبير: أرأيتك (أخبرنى).
كافَّة
حال و منصوب است: ذهبوا كافّة؛ و مانند آن است «طرّا» و «قاطبة». تثنيه و جمع بسته نمىشود و فقط براى عاقل به كار مىرود.
كافَّة و مكفوفة
حالتى نحوى است كه به جزء اوّل كلمۀ