فرهنگ اصطلاحات صرف و نحو عربی - دحداح، انطوان - الصفحة ٣٠٢
ق
ق، قاف
حرف مبنى، قمرى، صحيح، و در حساب ابجد، معادل عدد ١٠٠ است. اين حرف، جزو حروف نقطهدار و داراى استعلا و شدّت است.
قاطِبَةً
حال و منصوب است: رحلوا قاطبة؛ و مانند آن است: «كافّة» و «طرّا». تثنيه و جمع بسته نمىشود و فقط براى عاقل به كار مىرود.
قاطِعَه (نقطه ويرگول)؛
يكى از نشانههاى نقطهگذارى است، و هنگامى بين دو جمله قرار مىگيرد كه جملۀ اوّل، سبب ايجاد ديگرى باشد: علمت أنّه قادم؛ و هل يعقل ألاّ يأتى؟
قال
داراى دو معناست:
١. به معناى تلفّظ محض و نطق است. در اين صورت، يك مفعول را منصوب مىكند؛ خواه مفرد باشد يا جمله: تسألنى عن العظمة، فأقول الكرامة. قال شوقى: آية هذا الزّمان الصّحف؛ جملۀ اسميۀ دوم، در محلّ نصب و جانشين مفعول به براى «قول» است.
٢. به معناى «ظنّ»؛ يعنى رجحان است و عمل آن را انجام مىدهد؛ يعنى دو مفعول را منصوب مىكند كه اصل آن دو مبتدا و خبر است، مانند افعال قلوب. قواعد تعليق و الغاى «ظنّ» و اخوات آن در مورد «قال» نيز جريان دارد: أتقول السّماء صحوا فى الغد. فعل «قال» بايد: (١) مضارع مخاطب باشد. (٢) پيش از آن استفهام غير منفصل از فعل باشد؛ مگر با شبه جمله يا معمول فعل، كه انفصال با آنها جايز است: أتقول - فوق السّحاب - الطائر مرتفعا. أتقول - واثقا - الكيمياء دعامة الصّناعة.
بسيارى از نحويان، منفصل نبودن را شرط ندانستهاند. «قال»، با به دست آوردن تمام اين شروط، مىتواند يك مفعول را منصوب كند، و در اين حال، دو اسم پس از آن حتما مرفوع است و اعراب آنها اعراب مبتدا و خبر در محلّ نصب است؛ زيرا جملۀ مبتدا و خبر،