فرهنگ اصطلاحات صرف و نحو عربی - دحداح، انطوان - الصفحة ٣٠١
موقعيّتش در جمله، اعراب مىپذيرد.
فُو، فَمٌ
اسم جنس از اسماء خمسه است. اين اسمها دو حرفىاند و حرف سوم آنها حذف شده است: أب، أخ، حم، فم، ذو. هريك از اسماء خمسه:
١. به جاى ضمّه، با «واو»، مرفوع مىشود.
٢. به جاى فتحه، با «الف»، منصوب مىشود.
٣. به جاى كسره با «ياء»، مجرور مىشود.
فى فمى ماء، و هل ينطق من فى فيه ماء؟
البته، اين در صورتى است كه به غير از «ياء» متكلّم اضافه شود، وگرنه با حركات، اعراب مىپذيرد.
فَواعِلُ
وزن قياسى براى جمع مكسّر از اسمها، و مفرد آن «فاعلة» است: قائمة، قوائم؛ و اگر وزن جمع مكسّر صفات باشد، مفرد آن «فاعل» است: حامل، حوامل.
فَوْقَ
اسم دائم الاضافه و ظرف مكان از جهات ششگانه است.
١. اگر مضاف باشد، معرب، مفعول فيه و منصوب است: وقفت فوق الجدار؛ و همينگونه است اگر از نظر لفظ و معنا از اضافه منقطع شود: وقفت فوقا.
٢. اگر تنها از نظر لفظ، و نه در معنا، از اضافه منقطع شود، مبنى بر ضمّه و محلاّ منصوب است: وقفت فوق... من فوق.
فى
حرف معنا و مبنى بر سكون است و محلّى از اعراب ندارد، و نيز حرف جرّى است كه اسم ظاهر و ضمير را مجرور مىكند.
١. حرف تعليل است: قتل كليب فى ناقة.
٢. حرف تكثير است: خمسة فى خمسة.
علامت ضرب اعداد است.
٣. حرف ظرف است: زيد فى المنزل.
فَيْعُولٌ
١. وزن سماعى صيغۀ مبالغۀ ثلاثى است:
قائم، قيّوم.
٢. يكى از وزنهاى اسم است كه به خماسى ملحق مىگردد: ديجور.
فِيمَ
جار و مجرور است: فيم تفكّر؟ كلمهاى است تركيب شده از حرف جرّ «فى» و اسم استفهام «ما». «الف»، به سبب در آمدن حرف جرّ، حذف شده است.