فرهنگ اصطلاحات صرف و نحو عربی - دحداح، انطوان - الصفحة ٢٩٩
مىشوند:
١. افعال رجحان: جعل، حسب، خال، زعم، ظنّ، عدّ، هب.
٢. افعال يقين: ألفى، تعلّم، درى، رأى، علم، وجد.
٣. افعال تحويل: اتّخذ، تخذ، ترك، صيّر، غادر، وهب.
٤. همۀ فعلهاى يقين متصرّفاند، به جز «تعلّم» كه فعل جامد و به صيغۀ امر است: تعلّم شفاء النّفس قهر عدوّها.
فُعُولٌ
١. وزن قياسى براى مصدر ثلاثى مجرّد است و فعل ماضى لازم و مجرد آن «فعل» است: قعود، جلوس.
٢. وزن قياسى براى جمع مكسّر در اسمها و مفرد آن، «فعل» است: حمل، حمول.
٣. وزن جمع معتل اللاّم است كه در آن «واو» تبديل به «ياء» مىشود: عصىّ.
فَعُولٌ
١. وزن مشترك ميان اسم فاعل و اسم مفعول است و گاهى به معناى فاعل: صبور، و گاهى به معناى مفعول است: رسول.
٢. وزن صيغۀ مبالغه از ثلاثى است: كذوب.
٣. وزن سماعى براى مصدر ثلاثى مجرّد است: قبول، وقود.
٤. وزن براى صفتى است كه در مذكّر و مؤنّث با يك لفظ به كار مىرود: صبور.
فُعُولَةٌ
وزن قياسى براى مصدر ثلاثى مجرّد و فعل ماضى مجرّد آن، «فعل» است: سهولة، رعونة.
فَعُولَةٌ
١. وزن سماعى براى مصدر ثلاثى مجرّد است: ضرورة، ألوكة.
٢. وزن سماعى براى صيغۀ مبالغۀ ثلاثى است: فروقة.
فُعَيعِلٌ
وزن اسم مصغّر رباعى است: مطعم، مطيعم.
فُعَيْعيلٌ
وزن اسم مصغّر خماسى است: منشار، منيشير.
فُعَيْلٌ
وزن اسم مصغّر ثلاثى است: جبل، جبيل.
فَعِيلٌ
١. وزن قياسى براى مصدر ثلاثى مجرّد است، بر سير و حركت دلالت مىكند و فعل ماضى مجرّد آن، «فعل» است: رحيل، مسير.
٢. وزن سماعى براى مصدر ثلاثى مجرّد