فرهنگ اصطلاحات صرف و نحو عربی - دحداح، انطوان - الصفحة ٢٩٦
١. ضمير آن، متكلم، مذكّر يا مؤنّث و مثنّى يا جمع است.
٢. فاء الفعل آن مفتوح، عين الفعل آن تابع وزن و لام الفعل آن مبنى بر سكون است.
٣. فاعل آن، «نا» ى مثنّى و جمع است.
فعل ناقص
فعل به دو قسم اصلى تقسيم مىگردد: تامّ، ناقص. فعل ناقص به تنهايى مسند را تشكيل نمىدهد؛ بلكه براى اينكه جملهاش معناى تامّ داشته باشد به خبر نياز دارد: كان البرد قارسا.
١. افعال ناقصه عبارتاند از: كان و اخوات آن، كاد و اخوات آن. اين فعلها بر سر جملۀ اسميّه در مىآيند و مبتدا را، به عنوان اسم خود، مرفوع مىكنند و خبر را، به عنوان خبر خود، منصوب مىسازند: ليس التّلميذ مجتهدا.
٢. به اين فعلها ناقصه مىگويند؛ زيرا معناى آنها بدون خبر، ناقص است. اسناد اين افعال به مرفوع آنها بدون آمدن خبر منصوب، بىفايده است. بنابراين، اسم منصوب نقش مسند را در جمله ايفا مىكند و معناى ناقص را كامل مىسازد. اين، خلاف افعال تامّ است كه معناى آنها با ذكر مرفوع، كامل مىگردد و منصوب پس از آن فضلهاى خارج از اسناد است.
^ فعل تامّ بر اثر نسبت اسنادى به فاعل خود مرتبط مىشود و به اين طريق، معناى اراده شده از لازم يا متعدى كامل مىگردد.
فعل ناقص التّصريف
فعل به دو قسم متصرّف و جامد تقسيم مىشود. فعل متصرّف، تغيير شكل مىپذيرد و دو نوع است:
١. متصرّف تامّ؛ فعلى است كه داراى ماضى، مضارع، امر و اسماء مشتق است.
٢. متصرّف ناقص يا غير تامّ؛ از آن فقط ماضى و مضارع مىآيد: ما أنفكّ، ما برح، ما زال، ما فتئ، و از جملۀ «اخوات كان» است.
فعل جامد، تغيير شكل نمىپذيرد.
فعل ناقص - معتلّ
فعلى معتلّى است كه لام الفعل آن حرف علّه باشد و معتلّ اللام ناميده مىشود: بقى، غزا.
فَعَلُوا
وزن تصريف براى فعل ماضى مجرّد معلوم است.
١. ضمير آن، غايب مذكّر جمع است.
٢. فاء الفعل آن مفتوح، عين الفعل آن تابع وزن و لام الفعل آن مبنى بر ضمّه است.
٣. فاعل آن، «واو» جمع و «الف» ى است كه نوشته مىشود ولى خوانده نمىشود.
فَعَلُوتٌ.
وزن سماعى براى مصدر ثلاثى مجرّد است: جبروت، رحموت.