فرهنگ اصطلاحات صرف و نحو عربی - دحداح، انطوان - الصفحة ٢٩٥
ادات كافّه، از عمل رفع و غير آن باز مىماند.
مكفوف، فعلى جامد و به صيغۀ ماضى است و «ما» ى زايد، آن را از طلب فاعل باز مىدارد.
شمار افعال مكفوف اندك است و پس از آنها فقط فعل مىآيد: شدّ ما يتعب الطّفل والديه؛ طالما بحثت عن زوجة مناسبة؛ قصر ما ألاقيك؛ قلّما تكاسلت.
فعل منصوب
اگر يكى از حروف ناصبه يا «أن» مقدّر، پيش از فعل مضارع قرار گيرد، فعل مضارع منصوب مىشود:
أريد أن أتعلّم. سر حتّى تبلغ الجبل.
١. حروف نصب عبارتاند از: (١) اصلى:
أن، لن إذن، كى. (٢) فرعى، يا با «أن» مقدّر: لام تعليل، لام تأكيد، حتّى، أو، فاء سببيّت، واو معيّت، واو، فاء، ثمّ عطف شده بر اسم جامدى كه غير مؤوّل به فعل باشد.
٢. علائم اعراب فعل منصوب: (١) فتحه، كه علامت اصلى است: لن يفعل. (٢) حذف «نون» در افعال پنجگانه، به جاى فتحه: لن يفعلوا.
فعل منفى
فعل دو قسم است: مثبت و منفى. بر سر فعل منفى، حروف نفى درمىآيد تا اسناد فاعل را انكار كند: ما هرب الجندىّ. حروفى كه فعل را منفى مىكنند عبارتاند از:
١. «لم»، حرف نفى فعل مضارع در زمان گذشته، و حرف جزم است: لم يكذب.
٢. «لمّا»، حرف نفى فعل مضارع در زمان گذشته و استمرار آن تا زمان حال، و حرف جزم است: لمّا يصل.
٣. «لن»، حرف نفى فعل مضارع در زمان آينده، و حرف نصب است: لن يعود.
٤. «لا»، حرف نفى فعل مضارع در زمان حال: لا ألعب؛ و فعل ماضى در زمان آينده:
لا فضّ، فوك و لا شلّت يمناك، «لا» ى نهى و حرف جزم است: لا تسرق.
٥. «ما»، حرف نفى فعل ماضى و مضارع:
ما جاء زيد، ما ينجح الكسلان. هنگامى كه با فعل بهكار رود، حرف عاطل است.
^ فعل مثبت، مسند ايجابى است و بر فاعل خود مقدّم مىشود: هرب الجندىّ.
فَعَلْنَ
وزن تصريف فعل ماضى مجرّد معلوم است.
١. ضمير آن، غايب مؤنّث جمع است.
٢. فاء الفعل آن مفتوح، عين الفعل آن تابع وزن و لام الفعل آن مبنى بر سكون است.
٣. فاعل آن، «نون» مفتوح مؤنّث است.
فَعَلْنَا
وزن تصريف فعل ماضى مجرّد معلوم است.