فرهنگ اصطلاحات صرف و نحو عربی - دحداح، انطوان - الصفحة ٢٩٢
مىآيند عبارتاند از: جنّ، طلّ، أولع، عنى، حمّ، غمّ، أغمى، غشى.
فعل مدح
دو فعل نعم و حبّذا براى انشاء مدح، بر سبيل مبالغه، وضع شدهاند و ضمير مستترى را وجوبا مرفوع مىكنند كه اسم نكرۀ منصوب، بنابر تمييز بودن، آن را تفسير مىكند: نعم رجلا زيد.
١. فعل مدح، جامد است و فقط به صورت ماضى به كار مىرود و مضارع، امر و مشتق ندارد.
٢. با فاعل ظاهر خود، همواره مانند فعل است و اگر فاعل «نعم»، مؤنّث باشد جايز است «تاء» تأنيث به آن اضافه شود: نعمت امرأة هند؛ ولى «حبّذا» همواره به يك لفظ مىآيد.
فعل مرفوع
فعل مضارع اگر عارى از عوامل نصب و جزم - و آنچه باعث مبنى شدن آن است - باشد، مرفوع مىشود. فعل مضارع با اين علائم، مرفوع مىگردد:
١. با ضمّۀ ظاهر در آخر آن، به سبب مجرّد بودن از عوامل: يفعل، تفعل، أفعل، نفعل.
٢. با ضمّۀ مقدّر اگر آخر آن «الف» باشد، به سبب تعذّر: يرى.
٣. با ضمّۀ مقدّر اگر آخر آن «واو» باشد، به سبب ثقيل بودن: يدعو... يرمى...
٤. با اثبات «نون» به جاى ضمّه، اگر از افعال پنجگانه باشد: يفعلان، يفعلون، تفعلان، تفعلون، تفعلين.
فعل مزيد
اوزان فعل چهار دستهاند: ثلاثى مجرّد، ثلاثى مزيد، رباعى مجرّد، رباعى مزيد. فعل مزيد غير از حروف اصلى، حروف زايد نيز دارد ثلاثى مزيد، يك، دو و يا سه حرف زايد و رباعى مزيد، يك و يا دو حرف زايد دارد.
١. اوزان فعل ثلاثى مزيد عبارتاند از: فعّل، فاعل، أفعل، تفعّل، تفاعل، انفعل، افتعل، افعلّ، استفعل، افعوعل، افعوّل، افعالّ.
٢. اوزان فعل رباعى مزيد عبارتاند از:
تفعلل، تفعول، تفوعل، تفعيل، افعنلل، افعللّ.
٣. اين وزنها در هر فعلى نمىآيد و كاربرد آن سماعى است. موارد كاربرد اين اوزان، در فرهنگهاى زبان عربى آمده است. بيشتر بناهاى اوزان مزيد، سماعى است و قياسى نيست: (١) لازم نيست كه هر فعل مجرّدى، فعل مزيد نيز داشته باشد و هر فعل مزيدى به صورت مجرّد هم به كار رود. (٢) گاهى فعل مجرّد از ميان رفته است و فقط مزيد آن به كار مىرود. اين موارد را مىتوان با مراجعه به فرهنگهاى زبان عربى به دست آورد.
فعل مستقبل
فعل داراى سه زمان: گذشته، حال و مستقبل