فرهنگ اصطلاحات صرف و نحو عربی - دحداح، انطوان - الصفحة ٢٩١
عين الفعل اين اوزان دلالت دارد:
فتح ضمّ، فتح كسر، فتحتانضمّ ضمّ، كسر فتح، كسرتان
٢. فعل رباعى مجرد تنها يك وزن دارد:
فعلل.
فعل مجزوم
هرگاه يكى از ادوات جزم، پيش از فعل مضارع قرار گيرد، فعل مضارع، مجزوم مىشود. ادوات جزم دو قسم است: مجزوم كنندۀ يك فعل، مجزومكنندۀ دو فعل.
١. حروف جازم يك فعل: «لم»، «لمّا»، «لام» امر، «لا» ى نهى: لم يذهب.
٢. ادوات شرط جازم دو فعل: «إن»، «إذما»، «من»، «ما»، «مهما»، «أىّ»، «كيفما»، «متى»، «أينما»، «أيّان»، «أنّى»، «حيثما»: إن تكسل تخسر.
٣. ادوات جازم دو فعل، هرگاه پس از آنها «ما» ى زايد بيايد، دو نوعاند: (١) فقط به همراه «ما» ى زايد، مجزوم مىكنند و عبارتاند از: حيثما، إذما، كيفما. (٢) بودن و نبودن «ما» ى زايد در آنها، هر دو، جايز است و عبارتاند از: إن، أىّ، أيّان، أين. (٣) به ساير ادوات جزم، «ما» ى زايد اضافه نمىشود.
٤. علائم جزم عبارتاند از: (١) سكون در آخر فعل، به جز افعال پنجگانه: لم يفعل.
(٢) حذف «نون» در افعال پنجگانه: لم يفعلوا.
(٣) حذف حرف علّه در افعال معتلّ اللام: لم يعط.
فعل مجهول
فعل متعدّى دو قسم است: فاعل آن معلوم، و يا مجهول است. فعل معلوم آن است كه فاعل با آن ذكر شود. فعل مجهول آن است كه فاعلش حذف شود و مفعول به، به جاى آن بنشيند:
برى القلم.
١. فعل مجهول به فعل متعدّى اختصاص دارد، و فعل يا ذاتا متعدّى است و يا با حرف جرّ: مرّ بزيد. فعل مجهول از فعل لازم نمىآيد؛ زيرا فعل لازم مفعولى ندارد تا فعل به آن اسناد داده شود. فعل امر مجهول نيز وجود ندارد؛ بلكه تنها ماضى و مضارع، مجهول مىشوند.
٢. فعل مجهول از متعدّى معلوم بنا مىشود: (١) اگر از فعل ماضى ساخته شود، ما قبل آخر آن را مكسور و همۀ حروف متحرك پيش از آن را مضموم مىكنند: تعلّم تعلّم.
(٢) اگر از فعل مضارع ساخته شود، ماقبل آخر آن مفتوح و حرف مضارعه نيز مضموم مىشود: يتعلّم يتعلّم. (٣) هنگامى كه ماقبل آخر ماضى، «الف» باشد، در فعل مجهول، قلب به «ياء» مىشود، و ما قبل آن نيز مكسور مىگردد: صام صيم. (٤) اگر فعل، اجوف باشد، اعلال به وجود مىآيد و ماقبل آخر آن تبديل به «الف» مىشود: يعيد يعاد؛ در يعوجّ يعوجّ اعلال و قلب صورت نمىگيرد.
٣. افعالى كه فقط به صورت مجهول