فرهنگ اصطلاحات صرف و نحو عربی - دحداح، انطوان - الصفحة ٢٨٦
خبر را، به عنوان دو مفعول خود، منصوب مىكنند: ظننت المدينة قريبة. به اين افعال، «اخوات ظنّ» يا افعال متعدّى دو مفعولى نيز مىگويند. اين فعلها افعال قلوب ناميده شدهاند؛ زيرا اغلب براى شك و يقين به كار مىروند و اين دو، متعلّق به قلب است.
١. افعال قلوب سه دستهاند: (١) افعال رجحان: جعل، حجا، حسب، خال، زعم، ظنّ، عدّ، هب. (٢) افعال يقين: ألفى، تعلّم، درى، رأى، علم، وجد. (٣) افعال تحويل: اتّخذ، تخذ، ترك، صيّر، غادر، وهب.
٢. همۀ افعال قلوب به صورت تامّ، صرف مىشوند؛ يعنى از آنها مضارع، امر، اسم فاعل و... مشتق مىشود و همۀ آنها عمل ماضى خود را انجام مىدهند، به جز «هب» و «تعلّم» كه فقط با صيغۀ امر به كار مىروند.
٣. همۀ افعال قلوب، اگر از مفعول دوم؛ يعنى خبر، بىنياز باشند، گاهى به منصوب ساختن مفعول اوّل بسنده مىكنند و در اين حالت، مانند ساير افعال تامّ، متعدّى يك مفعولى محسوب مىشوند: علمت المسألة، يعنى: عرفتها.
فُعَلِّلٌ
وزن سماعى براى صيغۀ اسم معرب خماسى مجرّد است: قذعمل.
فُعْلُلٌ
١. وزن سماعى براى صيغۀ اسم معرب رباعى مجرّد است: برقع.
٢. وزن سماعى براى مصدر ثلاثى مجرّد است: سؤدد.
فَعَلَّلٌ
وزن سماعى براى صيغۀ اسم معرب خماسى مجرّد است: سفرجل.
فَعْلَلٌ
وزن سماعى براى صيغۀ اسم معرب رباعى مجرّد است: جعفر.
فَعْلَلَ
تنها وزن فعل رباعى مجرّد است: دحرج، زلزل، و به سبب كثرت حروف نمىتواند مانند فعل ثلاثى صرف شود. ازاينرو، كمتر به كار رفته است.
فِعْلَلٌ
وزن سماعى براى صيغۀ اسم معرب رباعى مجرّد است: درهم.
فِعْلَلٌّ
وزن سماعى براى صيغۀ اسم معرب خماسى مجرّد است: زنجفر.