فرهنگ اصطلاحات صرف و نحو عربی - دحداح، انطوان - الصفحة ٢٨٠
١. ضمير آن، غايب مذكّر مثنّى است.
٢. فاء الفعل آن مفتوح، عين الفعل آن تابع وزن و لام الفعل آن مبنى بر فتحه است.
٣. فاعل آن، «الف» مثّنى است.
فُعَلاءُ
وزن قياسى براى جمع مكسّر در صفات و مفرد آن، «فعال است: جبان، جبناء.
فعل اجوف
فعل معتلّى است كه حرف علّه در وسط آن است و معتلّ العين ناميده مىشود: قوس، نال، ميز.
فِعْلالٌ
وزن قياسى براى مصدر رباعى مجرّد است و فعل ماضى مجرد آن، «فعلل» است: وسوس وسواسا، دحرج دحراجا.
فعل امر
صيغهاى است كه بر طلب انجام كارى در زمان آينده دلالت مىكند: كل، اذهب.
١. امر از مضارع معلوم ساخته مىشود:
(١) هنگامى كه ما بعد حرف مضارعه متحرك باشد؛ حرف مضارعه حذف مىشود: تفعلل فعلل؛ امّا اگر ما بعد حرف مضارعه، ساكن باشد، همزهاى به ابتداى آن نيز اضافه مىشود:
تفعل افعل. (٢) همزۀ اضافه شده به ابتداى فعل امر، در مضموم العين از مضارع ثلاثى، مضموم است: أنظر؛ و در رباعى، مفتوح است: أكرم؛ و در ساير موارد، مكسور است: اعلم.
٢. صيغۀ امر به فاعل مخاطب اختصاص دارد: اسمع. (١) امر به «لام»، به غايب معلوم يا مجهول اختصاص دارد: ليقاصص الكسلان؛ و نيز به متكلّم مجهول و مخاطب مجهول اختصاص دارد: لأكرمنّ؛ لتؤدّب يا غلام. (٢) امر متكلّم معلوم، جايز است: لأكرم الصّديق؛ و امر مخاطب معلوم نيز جايز است: لتحسنوا إلى الفقراء. (٣) ساكن كردن «لام»، پس از «فاء» و «واو»، بيشتر از موارد حركت دادن آن است و گاهى پس از «ثمّ» نيز ساكن مىآيد: فلينصف الأبرياء و ليعاقب المجرمون.
فُعْلانٌ
١. وزن سماعى براى مصدر ثلاثى مجرّد است: غفران، شكران.
٢. وزن سماعى براى صفت مشبهه از فعل ماضى ثلاثى «فعل» است: عريان.
٣. وزن قياسى براى جمع مكسّر در اسمها و مفرد آن، «فعل» است حمل، حملان.
٤. وزن قياسى براى جمع مكسّر در صفات و مفرد آن، «فعال» است: شجاع، شجعان.
فَعَلانٌ
١. وزن قياسى براى مصدر ثلاثى مجرّد است و فعل ماضى آن، «فعل» است: خفقان، غليان.
٢. وزن سماعى براى مصدر ثلاثى مجرّد