فرهنگ اصطلاحات صرف و نحو عربی - دحداح، انطوان - الصفحة ٢٧٨
٤. وزن سماعى براى صفت مشبّههاى است كه از ماضى لازم، بر وزن «فعل» ساخته مىشود: صلب.
فَعل
وزن سماعى براى صيغۀ اسم معرب ثلاثى مجرّد: رجل.
فَعُلَ (براى تعجب)
وزنى است براى انشاء تعجب، و گاهى براى صيغۀ متعجّب منه به كار مىرود: حسن زيد! يعنى: ما أحسنه. جهل بعمر! يعنى: ما أجهله.
فَعَلٌ
١. وزن سماعى براى صيغۀ اسم معرب ثلاثى مجرّد: قمر.
٢. وزن قياسى براى مصدر ثلاثى مجرّد، و فعل ماضى مجرّد آن، «فعل» و «فعل» است:
كرم، فرح.
٣. وزن سماعى براى مصدر ثلاثى مجرّد:
طلب.
٤. وزن سماعى براى صفت مشبّههاى است كه از ماضى لازم، بر وزن «فعل» ساخته مىشود: بطل.
فَعَلَ
وزن تصريف فعل ماضى مجرّد معلوم است:
١. ضمير آن، مفرد مذكّر غايب است.
٢. فاء الفعل آن، مفتوح، عين الفعل آن تابع وزن و لام الفعل آن مبنى بر فتحه است.
٣. فاعل، ضمير مستتر جوازى و «هو» در تقدير است.
فَعِلٌ
١. وزن سماعى براى صيغۀ اسم معرب ثلاثى مجرّد: كتف.
٢. وزن سماعى براى مصدر ثلاثى مجرّد:
كذب.
٣. وزن سماعى براى صفت مشبّههاى است كه از فعل ماضى لازم، بر وزن «فعل» ساخته مىشود: فرح.
٤. وزن سماعى براى اوزان مبالغهاى است كه از ثلاثى ساخته مىشود: حذر.
٥. وزن اسم منسوبى است كه از «ياء» نسبت، بىنياز است: طعم.
فَعْلٌ
١. وزن سماعى براى صيغۀ اسم معرب ثلاثى مجرّد: شمس.
٢. وزن سماعى براى مصدر ثلاثى مجرّد:
قتل.
٣. وزن قياسى براى مصدر ثلاثى مجرّد، و فعل ماضى مجرّد آن، «فعل» و «فعل» است:
ضرب، صمت.
٤. وزن سماعى براى صفت مشبّههاى است كه از فعل ماضى لازم «فعل» ساخته مىشود: ضخم.