فرهنگ اصطلاحات صرف و نحو عربی - دحداح، انطوان - الصفحة ٢٧٧
ماضى مجرّد آن، «فعل» است: زراعة، تجارة.
٢. وزن سماعى براى مصدر ثلاثى مجرّد است: دراية، كتابة.
فَعالَى
وزن قياسى براى جمع مكسّر اسمها و مفرد آن، «فعلاء» است: صحراء، صحارى؛ و اگر وزن جمع مكسّر صفات باشد، مفرد آن «فعلان» است: سكران، سكارى.
فَعالِى
وزن قياسى براى جمع مكسّر اسمها و صفات، و مفرد آن «فعلاء» است: الصّحراء، الصّحارى؛ العذراء، العذارى.
فَعاليلُ
وزن قياسى براى جمع مكسّر اسمها و مفرد آن، «فعلال» است: قرطاس، قراطيس.
فَعالِيَة
وزن سماعى براى مصدر ثلاثى مجرّد است: كراهية، علانية.
فُعُلٌ
١. وزن سماعى براى صيغۀ اسم معرب ثلاثى مجرّد: عنق.
٢. وزن قياسى براى جمع مكسّر در اسم، و مفرد آن «فعال» است: عماد، عمد؛ و در صفت، مفرد آن «فعول» است: غيور، غير.
٣. وزن سماعى براى جمع كثره، و مفرد آن «فعال» است: كتاب، كتب.
فُعَلُ
١. وزن اسم علم مفرد، غير منصرف و معدول از فاعل است: عمر، معدول از عامر است.
٢. وزن وصف همراه با ندا، به معناى فاعل و براى سرزنش مذكّر است: يا سفه.
فُعَلٌ
١. وزن سماعى براى صيغۀ اسم معرب ثلاثى مجرّد: رطب.
٢. وزن سماعى براى مصدر ثلاثى مجرّد:
هدى، سرى.
٣. وزن قياسى براى جمع مكسّر در اسم، و مفرد آن «فعلة» است: غرفة، غرف.
فُعَّلٌ
وزن قياسى براى جمع مكسّر در صفت، و مفرد آن «فاعل» است: ساجد، سجّد.
فُعْلٌ
١. وزن سماعى براى صيغۀ اسم معرب ثلاثى مجرّد: قفل.
٢. وزن سماعى براى مصدر ثلاثى مجرّد:
شرب، شكر.
٣. وزن قياسى براى جمع مكسر در صفت، و مفرد آن «أفعل» است: أسود، سود.