فرهنگ اصطلاحات صرف و نحو عربی - دحداح، انطوان - الصفحة ٢٧٥
علامت تنوين نصب در اسم نكره است.
فتحه
حركتى است كه بالاى حرف نوشته مىشود و با گشوده شدن لبها تلفّظ مىگردد:
فعل، فعلا. فتحه، علامت اصلى نصب است و كسره، «الف»، «ياء» و حذف «نون»، جانشين آن مىشود: فتيات، أخا، رجلين، لن يفعلوا.
همچنين فتحه، علامت بناء است: ضرب.
فَضْلاً
مفعول مطلق است: لا يملك درهما فضلا عن دينار، منصوب به فتحۀ ظاهر است و جايز است كه اعراب آن، اعراب حال باشد.
فَضْلَۀ جمله
جمله از عمده (ركن) و فضله (غير ركن)، تشكيل شده است. اساس و پايۀ تركيب، عمده است كه از مسند و مسند اليه تشكيل شده است. آنچه براى توسعۀ معنا و توضيح مقصد به اين دو اضافه مىگردد، فضله نام دارد: ذهب التّلميذ (عمده) إلى المدرسة (فضله). اين موارد در پيدايش فضله، دخالت دارد:
١. مفاعيل: مفعول به، مفعول مطلق، مفعول لأجله، مفعول فيه، مفعول معه.
٢. أفاعيل: حال، تمييز، استثناء.
٣. مجرورات: مجرور به حرف، مجرور به اضافه.
٤. توابع: نعت، تأكيد، بدل، عطف، حكايت.
فَعائِلُ
وزن قياسى براى جمع مكسّر در اسمها و مفرد آن، «فعيلة» است: صحيفة، صحائف.
فُعالُ
وزن قياسى براى اسم معدول تحقيقى است و بر عدد غير منصرف واقع مىشود:
أحاد، خماس، عشار.
فُعالٌ
١. وزن قياسى براى مصدر ثلاثى مجرّد است، بر بيمارى دلالت مىكند و فعل ماضى مجرّد آن، «فعل» است: زكام، دوار.
٢. وزن سماعى براى مصدر ثلاثى مجرّد است: سؤال.
٣. وزن سماعى براى صفت مشبهه از فعل ماضى ثلاثى لازم «فعل» است: شجاع.
فَعالٌ
١. وزن سماعى براى مصدر ثلاثى مجرّد است: ذهاب، فساد.
٢. وزن سماعى براى صفت مشبّهه از فعل ثلاثى مجرّد لازم است: جبان.
فَعالِ
وزن اسم فعل قياسى است.
١. از فعل ثلاثى تامّ و متصرّف ساخته مىشود و به معناى امر است: نزال، سماع، قتال.