فرهنگ اصطلاحات صرف و نحو عربی - دحداح، انطوان - الصفحة ٢٧٤
سررت من شفاء المريض؛ و نيز با «باء»، «من» و يا «لام» زايد، مجرور مىشود: كفى بالعلم حلية.
ما زارنى من أحد. (هَيْهاتَ لِما تُوعَدُونَ).
فاعل و فعل - مطابقت
مطابقت فعل با فاعل، طبق اين احكام انجام مىگيرد:
١. فعل مفرد است: ذهب الولدان و الأولاد، در صورتى كه فاعل، صريح، مثنى يا جمع باشد.
٢. فعل مفرد است: ذهب طلحة، در صورتى كه فاعل، علم مذكّر و داراى علامت تأنيث باشد.
٣. فعل مفرد است: ما ذهب إلاّ هند، در صورتى كه فاعل مؤنّث و محصور به حرف استثناء باشد.
٤. فعل مفرد است: ذهب زيد و سمير، در صورتى كه دو فاعل داشته باشد و «واو» عطف، جانشين تكرار فعل است.
٥. فعل مثنّى يا جمع است: ذهبا و ذهبوا، در صورتى كه فاعل، ضمير مثنى يا جمع باشد.
٦. فعل داراى حرف تأنيث است: ذهبت هند، در صورتى كه فاعل، مؤنّث حقيقى باشد.
٧. تأنيث فعل در اين موارد جايز است:
(١) جاء و جاءت البنون و البنات، فاعل، جمع سالم است. (٢) جاء و جاءت الجوارى، فاعل، جمع مكسّر است. (٣) جاء و جاءت النّساء، فاعل، اسم جمع است. (٤) طلع و طلعت الشّمس، فاعل، مؤنّث مجازى است (٥) نعم و نعمت الجارية، فاعل، مؤنّث حقيقى و فعل، جامد است.
فاعِلَةٌ
وزن سماعى صيغۀ مبالغه از ثلاثى است:
راو، راوية.
فاعِليَّت
اثرى نحوى است كه منشأ آن در كلام مفيد، عمل فعل تامّ يا مشتقّات آن است، و در جمله، هرچه را كه نقش مسند اليه داشته باشد، مرفوع مىكند: غضب المعلّم، ترك من نحبّ.
أمرت. التّلميذ مرض (هو). بلغنى أنّك نجحت (نجاحك). المدرسة ناجحة تلامذتها. هيهات يوسف همۀ اينها به سبب فاعل بودن مرفوعاند.
فاعولٌ
وزن سماعى صيغۀ مبالغه از ثلاثى است:
فارق، فاروق.
فالَةٌ
وزن قياسى براى جمع مكسّر صفات، و مفرد آن «فاعل» است: بائع، باعة.
فتحتان
حركتى است كه بالاى حرف نوشته مىشود و مانند «نون» ساكنى كه پيش از آن فتحه باشد، تلفّظ مىشود: ولدا. دو فتحه،