فرهنگ اصطلاحات صرف و نحو عربی - دحداح، انطوان - الصفحة ٢٦٢
است. در مثال دوم، عامل، مبتدا و معمول، خبر آن است. در اين دو مثال، عامل رفع فعل، مجرّد بودن و عامل رفع مبتدا، ابتدائيت است.
٢. اثر عامل در معمول خود، دو نوع است:
ظاهر و مقدّر: رجل، قاض.
عَنْ
حرف معنا و مبنى بر سكون است و محلّى از اعراب ندارد، و نيز حرف جرّ است و اسم ظاهر و ضمير را مجرور مىكند.
١. حرف تعليل: هجانى عن حسد.
٢. حرف بدل: قم عن أخيك بهذا العمل.
٣. حرف ظرفيّت: رحلت عن الدّار.
٤. گاهى به صورت اسم مبنى، و محلاّ مجرور مىآيد: من عن يمينى.
عِنْدَ
اسم دائم الاضافه، ظرف زمان و مكان و ملحق به جهات ششگانه است.
١. هرگاه مضاف باشد و يا، از نظر لفظ و معنا، از اضافه منقطع گردد، معرب، مفعول فيه و منصوب است: جاء عند الفجر.
٢. هرگاه از نظر لفظ، و نه معنا، از اضافه منقطع گردد، مبنى بر ضمّه و محلاّ منصوب است: جاء عند يا من عند.
عندئِذٍ
ظرف زمان و مركّب است از: عند، مفعول فيه، منصوب و مضاف است؛ و إذ، مضاف اليه، و مبنى بر سكون مقدّر به سبب انشغال محل به تنوين عوض است: ذهبت و عندئذ جاء سمير.
عَوْض
ظرف زمان است و پس از نفى يا شرط به كار مىرود.
١. هرگاه از نظر لفظ، و نه معنا، از اضافه منقطع گردد، مبنى بر ضمّه و محلاّ منصوب است: لن أقبل عوض.
٢. هرگاه مضاف باشد، مفعول فيه و منصوب است: لا أفعله عوض الدّهر.
عِياناً
حال و منصوب است: شاهدتهم عيانا، يا مفعول مطلق براى فعل محذوف و تقدير آن:
عاينت است.
عيب
در اين حالتها ذكر مىشود:
١. اگر فعل بر رنگ، عيب يا زينت دلالت كند، لازم است: عور. البته شروط ديگرى هم دارد.
٢. صفت مشبّهه از فعل ثلاثى لازم، با اوزان سماعى ساخته مىشود. امّا اگر بر رنگ، عيب يا زينت دلالت كند، از ثلاثى لازم، قياسا بر وزن «أفعل» ساخته مىشود: أعور.
٣. افعل تفضيل نبايد بر رنگ، عيب يا زينت دلالت كند. بنابراين، افعل تفضيل از «خضر»، «عمى» و «دعج» ساخته نمىشود؛ زيرا صفت مشبّهۀ آنها بر اين وزن است. فعلهايى كه بر