فرهنگ اصطلاحات صرف و نحو عربی - دحداح، انطوان - الصفحة ٢٥٨
مجرور مىكند و منقول از فاعل را، بنابر تمييز بودن، منصوب مىسازد: أنت أكرم الناس رجلا.
حالتهاى آن، چنين است:
١. غير مضاف و همراه با «أل»: النّساء الفضليات؛ عمل نمىكند.
٢. غير مضاف و بدون «أل»: أنت أكرم من أخيك؛ مفضّل عليه را با «من» مجرور مىكند و در محلّ رفع فاعل است.
٣. مضاف به معرفه و بدون «أل»: مريم فضلى النّاس امرأة؛ مضاف اليه را لفظا و در محلّ رفع فاعل، مجرور مىكند و منقول را، بنابر تمييز بودن، منصوب مىسازد.
٤. مضاف به نكره و بدون «أل»: زيد أطمع رجل؛ مضاف اليه را لفظا مجرور مىكند و در محلّ رفع فاعل است.
عمل أفعل تفضيل - جرّ دادن
١. هرگاه مضاف اليه، نكره يا معرفه باشد، افعل تفضيل، مفضّل عليه را مجرور مىكند:
ألجندىّ أسرع رجل، القائد أقدر الجنود.
٢. جايز است كه مجرور به «من» از جنس مفضّل يا جز آن باشد: الاسد أقوى من الرّجل.
٣. اگر مجرور، اسم استفهام يا مضاف به استفهام باشد، مقدّم داشتن آن بر افعل تفضيل، واجب است: من غلام من أنت أفضل؟
٤. تنها معمول افعل تفضيل مىتواند ميان افعل تفضيل و «من» فاصله بيفكند: أنت أحقّ بالميراث من ذوى قرباك.
عمل أفعل تفضيل - رفع دادن
١. ضمير مستتر را مرفوع مىكند: العظيم أنبل نفسا فى حلّ الأمور؛ ضمير «هو» در «أنبل»، مستتر است.
٢. ضمير بارز را مرفوع مىكند: مررت بزميل أفضل منه أنت؛ «أفضل»، مجرور و نعت براى «زميل»، و «أنت» فاعل است.
٣. اسم ظاهر را مرفوع مىكند؛ هرگاه بتوان به جاى افعل تفضيل، فعلى به معناى آن قرار داد: ما شاهدت عيونا أجمل فيها الحور منه فى عيون الظّباء؛ «الحور»، فاعل است.
عمل أفعل تفضيل - نصب دادن
١. اسم پس از افعل تفضيل، بنابر تمييز بودن، منصوب مىشود و اين هنگامى است كه اسم، در معنا فاعل باشد: أنت أكثر علما؛ يعنى كثر علمك.
٢. اگر فاعل شمردن اسم صحيح نباشد، مجرور به اضافه مىشود: أنت أفضل رجل؛ زيرا «فضل» از، «أنت» است و نه از «رجل».
عمل اوزان مبالغه
اوزان مبالغه، عمل فعل خود را انجام مىدهند؛ يعنى فاعل را مرفوع و مفعول به را منصوب مىكنند: هذا بلد خوّاض جيشه المعارك؛ «خوّاض» صيغۀ مبالغه، «جيش» فاعل، و «المعارك» مفعول به است.
١. هرگاه اوزان مبالغه لازم باشند، به فاعل بسنده مىكنند، ولى اگر متعدّى باشند،