فرهنگ اصطلاحات صرف و نحو عربی - دحداح، انطوان - الصفحة ٢٥٧
از دو مفعول، نايب فاعل مىشود و ديگرى منصوب مىماند: يظنّ الرّجل العوم نافعا؛ يظنّ العوم نافعا؛ هل المظنون العوم نافعا؟
٢. هنگامى كه فعل آن، متعدّى سه مفعولى باشد و فاعلش حذف شده و يكى از مفعولها جانشين آن شده باشد، آن مفعول، مرفوع مىشود: تخبّر المراصد الطّيّارين الجوّ هادئا؛ يخبّر الطّيّارون الجوّ هادئا؛ هل المخبّر الطّيّارون الجوّ هادئا؟
٣. در مواردى اندك جايز است كه اسم مفعول به نايب فاعل ظاهر اضافه گردد؛ به شرط اينكه صيغۀ اسم مفعول، اصلى باشد. در اين صورت، نايب فاعل، مضاف اليه و لفظا مجرور است، ولى به سبب مراعات اصل، محلاّ مرفوع خواهد بود: انّ القوىّ مساعد الزّميل.
يشيع مظنون العوم نافعا. أمخبّر الطّيّارين الجوّ هادئا مسرورا؟
عمل اسم مكان
اسم مكان، عمل فعل خود را انجام نمىدهد. ازاينرو، فاعل يا نايب فاعل را مرفوع و مفعول به و غير آن را منصوب نمىكند. اسم مكان، اسم زمان و اسم آلت، مشتقّات سهگانهاى هستند كه عمل فعل خود را انجام نمىدهند.
عمل اِعرابى
تأثيرى است كه به سبب وقوع اسناد در كلام، در آخر كلمات به وجود مىآيد و به موجب آن، عامل و معمول، مشخّص شده، تابع قواعدى كلّى مىشوند. نتيجۀ نسبت اسناد چنين است:
١. عمل رفع: (١) اسم با ابتدائيت مرفوع مىشود. (٢) فعل، به سبب عارى بودن از عوامل، مرفوع مىشود. (٣) فعل، فاعل يا نايب فاعل خود را مرفوع مىكند. (٤) مبتدا، خبر خود را مرفوع مىكند. (٥) نواسخ، مبتدا يا خبر را مرفوع مىكنند. (٦) توابع، در رفع، تبعيّت مىكنند.
٢. عمل نصب: (١) فعل، «مفاعيل» و «افاعيل» را منصوب مىكند: مفعول به، مفعول مطلق، مفعول لأجله، مفعول فيه، مفعول معه، حال، تمييز و استثناء. (٢) نواسخ، خبر يا مبتدا را منصوب مىكنند. (٣) حروف نصب، فعل يا اسم را منصوب مىكنند.
(٤) توابع، در نصب، تبعيّت مىكنند.
٣. عمل جرّ: (١) حروف جرّ، اسم را مجرور مىكنند. (٢) اسم مضاف، مضاف اليه را مجرور مىكند. (٣) توابع، در جرّ، تبعيّت مىكنند.
٤. عمل جزم: (١) حروف جزم، فعل را مجزوم مىكنند. (٢) شرط و جواب شرط، فعل شرط و فعل جواب را مجزوم مىكنند.
(٣) طلب، فعل جواب را مجزوم مىكند.
عمل أفعل تفضيل
افعل تفضيل، عمل فعل خود را انجام مىدهد. ازاينرو، فاعل را با حرف يا اضافه