فرهنگ اصطلاحات صرف و نحو عربی - دحداح، انطوان - الصفحة ٢٥٦
اعراب ندارد. بنابراين، اسم فعل نمىتواند مبتدا، خبر، فاعل، مفعول به، و مضاف و مضاف اليه واقع شود؛ بلكه با فاعل خود به منزلۀ جملۀ فعليه است، و اگر بر طلب دلالت كند جملۀ انشائيه است، وگرنه جملۀ خبريه است.
عمل اسم مفعول
اسم مفعول عمل فعل مجهول را انجام مىدهد و نايب فاعل را مرفوع و مفعول به را منصوب مىكند: هل معطى العامل أجره؛ «العامل» نايب فاعل، و «أجره» مفعول به است.
١. شرط عمل اسم مفعول اين است كه وزن اصلى آن تغيير نكند، وگرنه عمل آن باطل مىشود. ازاينرو گفته نمىشود: مررت برجل جريح أخوه؛ بلكه گفته مىشود: جريح أخوه؛ زيرا «جريح»، خبر مقدّم است و «أخوه»، مبتداى مؤخّر.
٢. اگر اسم مفعول به معناى ماضى باشد، اضافۀ آن معنوى است، و اگر به معناى حال يا آينده باشد، لفظى است.
٣. عمل، شروط و احكام اسم فاعل، در مورد اسم مفعول نيز صادق است: زيد معطى أخوه ثوبا؛ يا معطى الأخ ثوبا. بكر معلّم أبوه أخاك فاضلا؛ يا معلّم الأب أخاك فاضلا.
٤. هرگاه در اسم فاعل از فعل لازم و اسم مفعول از فعل متعدّى، قصد ثبوت در كار باشد، هريك از آن دو به منزلۀ صفت مشبّهه است: زيد صادق وعده، يا الصّادق وعده. زيد صادق الوعد، يا الصّادق الوعد. زيد صادق وعدا، يا الصّادق وعدا.
٥. در اين حال، مرفوع اسم مفعول، فاعل ناميده مىشود، نه نايب فاعل؛ زيرا در اينجا صفت، ثابت است، نه حادث.
عمل اسم مفعول - چند مثال
عمل اسم مفعول، دو گونه است: لفظى و محلّى، و نيز دو حالت دارد: مضاف و غير مضاف؛ بدون «أل» و همراه با «أل». اسم مفعول از فعل متعدّى مجهول به دست مىآيد.
١. اگر غير مضاف باشد، نايب فاعل را مرفوع مىكند: (١) غير مضاف بدون «أل»: هذا رياضىّ محمود خلقه. (٢) غير مضاف همراه با «أل»: فاز الرّياضىّ المحمود خلقه.
٢. اگر مضاف باشد، در محلّ رفع نايب فاعل، مضاف اليه را لفظا مجرور مىكند:
(١) مضاف بدون «أل»: هذا رياضىّ محمود الخلق. (٢) مضاف همراه با «أل»: فاز الرّياضىّ المحمود الخلق.
عمل اسم مفعول و نايب فاعل
هرگاه اسم مفعول تمامى شروط عمل را به دست آورد، عمل فعل مضارع مجهول خود را انجام مىدهد و به نايب فاعلى مانند خود نيازمند مىشود: يساعد القوىّ زميله؛ يساعد الزّميل؛ هل القوىّ مساعد زميله؟
١. هنگامى كه فعل مضارع آن، دو مفعول را منصوب كند و فاعلش حذف شده باشد، يكى