فرهنگ اصطلاحات صرف و نحو عربی - دحداح، انطوان - الصفحة ٢٥٥
شرط اينكه به ماقبل خود تكيه و اعتماد داشته باشد، تا با آن تقويت شود.
١. هنگامى كه پس از نفى واقع شود؛ هرچند به گونهاى تأويلى: ما شاكر السّوق الاّ من راجت بضاعته.
٢. هنگامى كه پس از استفهام لفظى يا مقدّر واقع شود: أمنجزون أنتم مواعيدكم؟ مهين زيد عمرا أم مكرمه؟
٣. هنگامى كه خبر براى مبتدا باشد: الحقّ ناصر ذويه؛ يا در اصل، خبر براى مبتدا بوده باشد: انّ الحقّ ناصر ذويه.
٤. هنگامى كه پس از صله واقع شود: قابلت الّذى ناشرة تأليفه أضواء الهدى؛ يا صفت باشد:
سمعت طالبا ملقيا على أقرانه أسئلة مفيدة؛ يا حال باشد: خطب هذا الأديب حاضّا القوم على الوئام؛ يا نعت براى منعوت مقدّر باشد: كم قائل لك سوءا؛ يعنى كم رجل.
٥. هنگامى كه پس از حرف ندا واقع شود:
يا طالعا جبلا؛ كه تقدير آن چنين است: يا رجلا طالعا.
عمل اسم فاعل - چند مثال
عمل اسم فاعل، دوگونه است: لفظى و محلّى، و نيز دو حالت دارد: مضاف و غير مضاف؛ بدون «أل» و همراه با «أل».
١. از فعل لازم؛ اگر غير مضاف باشد فاعل را مرفوع مىكند و اگر مضاف باشد، در محلّ رفع فاعل، مضاف اليه را لفظا مجرور مىسازد:
(١) غير مضاف بدون «أل»: جاء رجل واضح خطّه. (٢) غير مضاف همراه با «أل»: جاء الرّجل الواضح خطّه. (٣) مضاف بدون «أل»: جاء رجل واضح الخطّ. (٤) مضاف همراه با «أل»: جاء الرّجل الواضح الخطّ.
٢. از فعل متعدى؛ اگر غير مضاف باشد مفعول به را منصوب مىكند و اگر مضاف باشد، در محلّ نصب مفعول به، مضاف اليه را لفظا مجرور مىسازد: (١) غير مضاف بدون «أل»: جاء قائد فاتح بلدا. (٢) غير مضاف همراه با «أل»: جاء القائد الفاتح البلد. (٣) مضاف بدون «أل»: جاء قائد فاتح بلد. (٤) مضاف همراه با «أل»: جاء القائد الفاتح البلد.
عمل اسم فعل
اسم فعل، عمل فعل خود را انجام مىدهد؛ يعنى فاعل را مرفوع و مفعول به را منصوب مىكند.
١. هنگامى كه به معناى لازم باشد، فقط فاعل را مرفوع مىكند: هيهات زيد؛ يعنى بعد زيد. فاعل آن: (١) يا اسم ظاهر است: هيهات زيد. (٢) يا ضمير مستتر: صه يا غبىّ؛ فاعل، ضمير مستتر «أنت» و در تقدير است. (٣) فاعل نمىتواند ضمير بارز باشد.
٢. هنگامى كه به معناى متعدّى باشد، فاعل را مرفوع و مفعول به را منصوب مىكند: بله الكذب. «انت» فاعل، و «كذب» مفعول به است.
٣. اسم فعل، علائم فعل را قبول نمىكند و از عوامل تأثير نمىپذيرد. ازاينرو، همواره مبنى بر حركت و سكون است و محلّى از