فرهنگ اصطلاحات صرف و نحو عربی - دحداح، انطوان - الصفحة ٢٥٤
است و از مسند و مسند اليه تشكيل شده است:
(١) در جملۀ اسميّه، عمده عبارت است از:
مبتدا؛ يعنى مسند اليه، و خبر؛ يعنى مسند:
الجندىّ شجاع. (٢) در جملۀ فعليه، عبارت است از: فعل؛ يعنى مسند، و فاعل يا نايب فاعل؛ يعنى مسند اليه: جاء الولد.
عُمَر
اسم معرب و غير منصرف؛ يعنى متمكّن غير امكن است، و نيز اسم علم معرب و غير منصرف است؛ زيرا معدول بر وزن «فعل» است: مررت بعمر. همانگونه كه «فعل»، معدول از فاعل است، «عمر» نيز اسم معدول از «عامر» است.
عمل اسم آلت
اسم آلت، عمل فعل خود را انجام نمىدهد. ازاينرو، فاعل يا نايب فاعل را مرفوع و مفعول به و غير آن را منصوب نمىكند. اسم آلت، اسم مكان و اسم زمان، مشتقّات سهگانهاى هستند كه عمل فعل خود را انجام نمىدهند.
عمل اسم زمان
اسم زمان، عمل فعل خود را انجام نمىدهد. ازاينرو، فاعل يا نايب فاعل را مرفوع و مفعول به و غير آن را منصوب نمىكند. اسم زمان، اسم مكان و اسم آلت، مشتقّات سهگانهاى هستند كه عمل فعل خود را انجام نمىدهند.
عمل اسم فاعل
اسم فاعل عمل فعل خود را انجام مىدهد؛ يعنى فاعل را مرفوع و مفعول به را منصوب مىكند: هذا تلميذ مقدّر أستاذه اجتهاده؛ «استاذ» فاعل، و «اجتهاد» مفعول به است.
١. هرگاه اسم فاعل، لازم باشد، به فاعل بسنده مىكند و هرگاه متعدّى باشد، مفعول به را منصوب مىسازد.
٢. مقدّم شدن معمول اسم فاعل بر آن جايز است: زيد عمرا ضارب.
٣. اسم فاعل مىتواند مفرد يا غير مفرد باشد. البته هنگام عمل، «نون» مثنى و جمع، باقى مىماند: هما ضاربان زيدا، ولى هنگامى كه اسم فاعل مضاف باشد، «نون» حذف مىشود: هما ضاربا زيد.
٤. اگر اسم فاعل متعدّى، بيش از يك مفعول داشته باشد، به مفعول اول اضافه مىشود، ولى ما بعد آن منصوب مىماند:
السّخىّ كاسى الفقير ثوبا؛ نصب مفعول به نخست نيز جايز است: السّخىّ كاس الفقير ثوبا.
٥. هنگامى كه مفعول اسم فاعل مجرور باشد، تابع آن مىتواند به سبب مراعات لفظ، مجرور باشد و يا به سبب مراعات محلّ، منصوب بماند: هذا مبتغى جاه و مال، أو مالا...
عمل اسم فاعل بدون «أل»
اين اسم فاعل، در منصوب عمل مىكند؛ به