فرهنگ اصطلاحات صرف و نحو عربی - دحداح، انطوان - الصفحة ٢٤٩
نحوى، مجرور باشد، حتما اسم است: كنت فى زيارة صديق كريم.
٢. تنوين؛ در كلماتى كه آخر آنها داراى دو ضمّه، دو فتحه و دو كسره است: جاء منير، رأيت منيرا، ذهبت الى منير. كلمۀ «منير» در اين مثالها، فقط اسم است.
٣. ندا؛ يعنى كلمه، منادى باشد: يا جميل، ساعد الضّعيف. در اينجا، «جميل» منادى است و هر كلمهاى كه منادى واقع شود اسم است و ندا، علامت اسم بودن آن كلمه است.
٤. «أل» تعريف؛ يعنى كلمه با «أل» آغاز شود: التّلميذ. «أل» تعريف، حرفى است كه هرگاه بر سر نكرهاى درآيد، ابهام را از آن مىزدايد.
٥. اسناد؛ يعنى اينكه حصول يا عدم حصول چيزى را به كلمه اسناد دهند و يا حصول آن مطلوب باشد: سمير سافر. سعيد لم يسافر. سافر يا فارس. آنچه حاصل يا واقع شده و يا حاصل و واقع نشده است، يا حصول آن طلب شده است، مسند ناميده مىشود.
مسند اليه، فقط اسم واقع مىشود و اسناد، علامتى است كه دلالت بر اسم بودن مسند اليه مىكند.
علامتهاى اعراب
اعراب، تغييرى است كه به سبب تغيير عوامل، در آخر اسم و فعل به وجود مىآيد.
هر اعرابى داراى علائم اصلى يا فرعى است كه علائم فرعى، جانشين علائم اصلىاند:
١. ضمّه، علامت اصلى رفع است و اين موارد، جانشين آن مىشود: (١) «واو» در اسماء خمسه و جمع مذكّر سالم: أبو، فلاّحون.
(٢) «الف» در مثنّى: رجلان. (٣) ثابت ماندن «نون» در افعال پنجگانه: يفعلون.
٢. فتحه، علامت اصلى نصب است و اين موارد، جانشين آن مىشود: (١) كسره در جمع مؤنّث سالم: فتيات. (٢) «الف» در اسماء خمسه: أبا. (٣) «ياء» در مثنى و جمع مذكّر سالم: رجلين، فلاّحين. (٤) حذف «نون» در افعال پنجگانه: لن يفعلوا.
٣. كسره، علامت اصلى جرّ است و اين موارد، جانشين آن مىشود: (١) فتحه در غير منصرف: الى بيروت. (٢) «ياء» در اسماء خمسه، مثنى و جمع مذكّر سالم: أبى، رجلين، فلاّحين.
٤. سكون، علامت اصلى جزم است و اين موارد، جانشين آن مىشود: (١) حذف «نون» در افعال پنجگانه: لم يفعلوا. (٢) حذف حرف علّه در افعال معتلّ الاخر: لم يأت.
علامتهاى بِناء
بناء، عبارت است از اينكه حركت و حرف آخر كلمه، تغيير نيابد و عاملى در آن تأثير نكند.
علائم اصلى بناء، حركات، و علائم فرعى آن حروفاند كه جانشين علائم اصلى مىشوند.
١. ضمّه؛ اختصاص به اسم دارد: نحن، فوق، «الف» و «واو» در منادى، جانشين آن