فرهنگ اصطلاحات صرف و نحو عربی - دحداح، انطوان - الصفحة ٢٤٨
٢. علامت نصب در اسم و فعل؛ علامت اصلى آن فتحه است. كسره، «الف» و «ياء» در اسم، و حذف «نون» در فعل، جانشين فتحه مىشود.
٣. علامت جرّ در اسم؛ علامت اصلى آن كسره است. فتحه و «ياء»، جانشين آن مىشود.
٤. علامت جزم در فعل؛ علامت اصلى آن سكون است. حذف «نون» و حذف حرف علّه، جانشين آن مىشود.
٥. علامت بناء در اسم و فعل؛ علائم اصلى آن حركات: ضمّه، فتحه، كسره و سكون است.
«واو» و «الف»، جانشين ضمّه و «ياء»، جانشين فتحهاند، امّا كسره و سكون جانشينى ندارند.
علامت مقدّر
علامت اعراب يا بناء است، ولى اسباب مختلفى مانند: تعذّر، ثقيل بودن و انشغال محل، مانع ظهور آن در آخر كلمه مىگردد.
علائم مقدّر عبارتاند از:
١. علامت رفع: (١) در اسم مقصور، به سبب تعذّر: فتى؛ در اسم منقوص، به سبب ثقالت: قاض؛ در مضاف به «ياء» متكلّم، به سبب انشغال محل: خادمى. (٢) در فعل مختوم به «الف»، به سبب تعذّر: يخشى؛ در فعل مختوم به «واو»، «ياء»، «نون» تأكيد و «نون» وقايه، به سبب ثقالت: نطوى، تكرمونى.
٢. علامت نصب: (١) در اسم مقصور، به سبب تعذّر: فتى؛ در مضاف به «ياء» متكلّم، به سبب انشغال محل: خادمى. (٢) در فعل مختوم به «الف»، به سبب تعذّر: لن يخشى.
٣. علامت جرّ: در اسم مقصور، به سبب تعذّر: بالفتى؛ و در اسم منقوص، به سبب ثقالت: بالقاضى.
٤. علامت جزم در فعلى كه پس از آن ساكن است، به سبب جلوگيرى از التقاء ساكنين:
لا تضرب الرّجل.
٥. علامت بناء: (١) در اسم «لا» ى نفى جنس: لا فتى؛ و در ندا: يا يحيى. (٢) در فعل ماضى مختوم به «الف»: بكى.
علامت نصب
نصب، با حركت دادن آخر كلمه به وسيلۀ فتحه ايجاد مىشود. فتحه، علامت اصلى نصب در اسم و فعل است. در اسم مفرد:
منزلا؛ در جمع مكسّر: رسلا. و نيز در فعل مضارع: لن يفعل. اين موارد، جانشين فتحه مىشود:
١. در اسم: (١) كسره در جمع مذكّر سالم:
فتيات. (٢) «الف»، در أسماء خمسه: أبا.
(٣) «ياء»، در مثنّى و جمع مذكّر سالم: رجلين، فلاّحين.
٢. در فعل؛ حذف «نون» در افعال پنجگانه:
لن يفعلوا.
علامتهاى اسم
اسم، پنج علامت دارد و وجود يكى از آنها نشانۀ اسم بودن كلمه است:
١. جرّ؛ كلمهاى كه به سبب يكى از علل