فرهنگ اصطلاحات صرف و نحو عربی - دحداح، انطوان - الصفحة ٢٤٦
پيروى مىكند: قومنا العرب (معرب، معرفه، جمع و مذكّر است) رسل حضارة.
عُقود
عدد اصلى و ترتيبى از «عشرون» تا «تسعون» و ما بين آن دو: «ثلاثون»، «اربعون» و... است. در عدد ترتيبى، «مئه» و «ألف» به آن اضافه مىگردد.
١. به جمع مذكر سالم ملحق مىشود؛ يعنى با «واو»، مرفوع و با «ياء»، منصوب و مجرور مىشود: جاء عشرون رجلا. رأيت عشرين فتاة.
مررت بعشرين قرية.
٢. با معدود مذكّر و مؤنّث به يك لفظ مىآيد: الفصل الثّلاثون، الرّسالة الثّلاثون.
عَلَّ
حرف معنا و مبنى بر فتحه است و محلّى از اعراب ندارد، و حرف ترجّى و مشبّهه به فعل است: أترجّى. بر سر جملۀ اسميه درمىآيد و مبتدا را، به عنوان اسم خود، منصوب مىكند و خبر را به عنوان خبر خود، مرفوع مىسازد: علّ الغائب عائد. به جاى آن، لعلّ نيز مىگويند.
عَلُ
اسم دائم الاضافه، ظرف مكان و ملحق به جهات ششگانه است، مبنى بر ضمّه، محلاّ منصوب و مفعول فيه است. همواره در لفظ، و نه در معنا، منقطع از اضافه به كار مىرود:... كجلمود صخر حطّه السّيل من عل.
عَلامَ
جار و مجرور است و از حرف جرّ «على» و اسم استفهام «ما» تركيب شده، ولى «الف» آن حذف شده است: علام الخلف بينكما علام؟
علامت استفهام؟
يكى از نشانههاى نقطهگذارى است و پس از جملۀ استفهامى گذاشته مىشود: ما اسمك؟
علامت اقتباس «»
يكى از نشانههاى نقطهگذارى است و به آن «مزدوجين» [- نشانۀ نقل قول] مىگويند و آن را در دو طرف منقول مستقيم قرار مىدهند:
قال جبران: «تعلّمت الصّمت من الثّرثار».
علامت انفعال!
يكى از نشانههاى نقطهگذارى، و پس از تعجّب و تأسّف قرار مىگيرد: فنظر إليه بدهشة!
علامت تابعيّت -
يكى از نشانههاى نقطهگذارى است و در انتهاى حاشيۀ صفحه قرار مىگيرد و نشانۀ ادامه داشتن مطلب است.
علامت تأنيث
مؤنّث، بر مادۀ انسان، حيوان و شىء دلالت مىكند. تأنيث سه علامت دارد: «تاء» مربوط:
أميرة، «ألف» مقصور: سلمى، «ألف» ممدود:
علياء.