فرهنگ اصطلاحات صرف و نحو عربی - دحداح، انطوان - الصفحة ٢٤٤
عَشَرَةُ آلافٍ
اسم عدد اصلى، مفرد و معرب است.
١. جزء نخست آن همواره مؤنث و جزء دوم آن مجرور به اضافه است.
٢. اگر معدود ديگرى نيز ذكر شود، مفرد و مجرور به اضافه خواهد بود: جاء عشرة آلاف رجل. رأيت عشرة آلاف فتاة.
عِشْرونَ
اسم عدد اصلى، عقود و معرب است، و با «واو»، مرفوع و با «ياء» منصوب و مجرور مىگردد.
١. عدد با معدود مذكّر و مؤنّث با يك لفظ مىآيد: جاء عشرون رجلا. رأيت عشرين فتاة.
مررت بعشرين قرية.
٢. معدود، مفرد و منصوب است و تمييز عدد ناميده مىشود.
عطف
يكى از معانى اين حروف است: إلاّ، أم، أو، بل، ثمّ، حتّى، فاء، لكن، لا، واو. اين حروف بر مشاركت تابع با متبوع، در لفظ و يا در معنا، دلالت مىكنند: (لِئَلاّ يَكُونَ لِلنّاسِ عَلَيْكُمْ حُجَّةٌ إِلاَّ اَلَّذِينَ ظَلَمُوا مِنْهُمْ). سواء أخفنا أم لم نخف. أقمنا يومين أو ثلاثة أيّام. ما جاء زيد بل خالد. جاء زيد ثمّ خالد. أكلت السّمكة حتّى رأسها. درس فنجح. ما قام زيد لكن خالد. جاء زيد لا خالد. قام و قعد.
عطف
تابعى است كه همراه متبوع مىآيد تا مقصود از آن را آشكار كند يا معناى آن را توضيح دهد. تابع دو نوع است:
١. عطف بيان؛ تابعى است كه از متبوع خود مشهورتر است: قال الملك دبشليم للفيلسوف بيدبا.
٢. عطف نسق؛ تابعى است كه به واسطۀ حرف عطف، همراه با متبوع خود مىآيد:
وصل المعلّم و التّلميذ.
عطف بر ضمير
عطف نسق بر ضمير، در اين حالتها ممكن است.
١. ضمير مرفوع متّصل؛ تأكيد آن با ضمير منفصل واجب است: قمت أنا و أخوك. جدا كردن و فاصله آوردن ميان معطوف و معطوف عليه نيز امكان دارد: سافرت اليوم و الخادم.
٢. ضمير منصوب؛ بدون هيچ شرطى بر آن عطف مىشود: إيّاك و الأسد.
٣. ضمير مجرور؛ اعادۀ عامل، حرف باشد يا اسم، واجب است: رغبت فيه و فى حديثه.
عطف بيان
تابع جامدى است كه مشهورتر از متبوع خود است.
١. در صورتى كه معرفه باشد، هدف از آوردن آن، توضيح معطوف عليه است: قال