فرهنگ اصطلاحات صرف و نحو عربی - دحداح، انطوان - الصفحة ٢٤٢
همراه «تاء» و با معدود مؤنّث، بدون «تاء» مىآيد: أربعة رجال و أربع فتيات.
٢. «واحد» و «اثنان»، با معدود مذكّر، مذكّر و با معدود مؤنّث، مؤنّث مىشود: رجل واحد، و امرأة واحدة، رجلان اثنان و امرأتان اثنتان.
٣. «مئة» و «ألف»، با معدود مذكّر و مؤنث با يك لفظ مىآيد: مئة رجل و مئة فتاة، ألف رجل و ألف فتاة.
٤. مراد، در اينجا، تذكير و تأنيث مفرد است، نه تذكير و تأنيث جمع: ثلاثة سجلاّت و ثلاثة حمّامات؛ «سجلّ» و «حمّام»، مذكّرند.
٥. معدودى كه مذكّر و مؤنث باشد، يا در لفظ مذكّر و در معنا مؤنث باشد، در عدد آن، دو وجه جايز است: ثلاث او ثلاثة طرق و أنفس.
٦. عدد مفرد با درآمدن «أل» بر سر خود آن يا بر سر تمييز آن، معرفه مىشود: ما فعلت بالعشرة دراهم؟؛ ما فعلت بعشرة الدّراهم. برخى درآمدن «أل» را بر سر هر دو، جايز دانستهاند:
ما فعلت بالعشرة الدّراهم.
عدد ترتيبى
عدد ترتيبى، بر مرتبه و ترتيب اسمهاى معدود دلالت مىكند.
١. عدد ترتيبى، دوازده لفظ دارد كه عبارتاند از: أوّل، ثان، ثالث، رابع، خامس، سادس، سابع، ثامن، تاسع، عاشر، مئة، ألف. اعداد «ثان» تا «عاشر» بر وزن «فاعل» ساخته مىشوند و از اعداد اصلى معادل آنها، از «اثنان» تا «عشرة»، مشتق مىگردند؛ هرچند اعداد اصلى، مصدر نيستند.
٢. گفته مىشود: «واحد و واحدة»، «حادى و حادية»؛ و دو عدد اخير تنها براى ترتيب در عدد مركّب و معطوف مىآيد.
٣. عدد ترتيبى در تذكير و تأنيث با معدود، مطابقت دارد؛ به جز در عقود و توابع آن، كه عدد در آنها، در همۀ حالات، با يك لفظ مىآيد: الفصل الثّالث عشر، الرّسالة الثالثة عشرة. الفصل العشرون و الرّسالة العشرون.
٤. عدد ترتيبى مركّب، مانند عدد اصلى مركّب است؛ يعنى دو جزء آن مبنى بر فتحه است: وصلت إلى الفصل الرّابع عشر و الرّسالة الرّابعة عشرة.
عدد و تاريخ
هنجار عربان چنين است كه «ليالى» را موضوع تاريخ قرار مىدهند؛ زيرا ماههاى عربى، قمرى است؛ به اين جهت مىگويند:
١. لأوّل ليلة من شعبان يا لغرّته؛ «لام» به معناى «فى» است، يا مستهلّه، از أهلّ الهلال و استهلّ.
٢. لأوّل ليلة خلت من شعبان؛ «لام» به معناى «بعد» است، لليلتين خلتا، لثلاث خلون إلى عشر.
٣. لإحدى عشرة خلت إلى النّصف من شوّال يا منتصفه، يا انتصافه.
٤. لأربع عشرة بقيت من ذى الحجّة؛ «لام» به معناى «عند» يا «فى» است، تا تسع عشرة.
لعشر أو ثمان بقين إلى ليلة بقيت.
٥. لآخر ليلة منه يا سراره. لآخر يوم منه يا