فرهنگ اصطلاحات صرف و نحو عربی - دحداح، انطوان - الصفحة ٢٣٩
آن جايز است: «ما ذا فعلت؟ - خيرا»؛ يعنى فعلت خيرا.
٣. حذف عامل در ابواب تحذير، اغراء، اختصاص، اشتغال و ندا واجب است.
٤. افعالى كه بيش از يك مفعول به دارند سه قسماند: (١) افعالى كه دو مفعول را منصوب مىكنند كه اصل آن دو مبتدا و خبر است: ظننت العلم مفيدا. (٢) افعالى كه دو مفعول را منصوب مىكنند كه اصل آن دو مبتدا و خبر نيست: كسا أخوك الفقير ثوبا. (٣) افعالى كه سه مفعول را منصوب مىكنند و اصل دو مفعول آنها مبتدا و خبر است: أرى العالم النّاس السّفر سهلا.
عاملهاى تنازع
حكم دو عامل اين است كه هر دو، فعل متصرّف باشند، و يا دو اسم باشند كه در تصريف، شبيه آن دو فعلاند.
١. دو عامل متّفق در طلب معمول: قام و قعد أخواك؛ متنازع فيه [معمول] فاعل است.
نبّهت و نصحت زيدا؛ متنازع فيه، مفعول به است. استنرت و ارتشدت بعلمك؛ متنازع فيه، اسم مجرور است.
٢. دو عامل مختلف در طلب معمول:
هجوت و مدحنى سمير؛ متنازع فيه، فاعل است.
هجو و مدحت الشّاعرين؛ متنازع فيه، مفعول به است.
٣. دو عامل عملكننده در ضمير: إنّما تاجر و نجح هو؛ متنازع فيه، فاعل است. ما أحببت و عاشرت إلاّ إيّاك؛ متنازع فيه، مفعول به است. ما تعزّزت و تمتّعت إلاّ بك؛ متنازع فيه، مجرور است.
٤. دو عامل شبيه فعل: أو متقن و حاذق أخوك مهنته؛ متنازع فيه، فاعل است.
عاملهاى تنازع - احكام ديگر
١. اگر معمول بر دو عامل مقدّم شود، يا ميان آنها قرار گيرد، بنابه قول صحيحتر، تنازعى در كار نيست: زيدا أضفت و أكرمت.
٢. هنگامى كه حذف، موجب خطا و اشتباه شود، ذكر مجرور واجب است: ملت إليه و مال عنّى زيد.
٣. گفته نمىشود: سألتهما و أجابنى أخواك.
يا سلّمت عليهم و سلّم علىّ إخوتك.
٤. بين دو فعل تعجّب نيز تنازع واقع مىشود؛ گرچه اين دو غير متصرفاند: ما أجمل و أبدع منظر الأفلاك.
عامَّه
١. تابع و از الفاظ تأكيد معنوى براى شمول است. هم مجموع و هم مفردى را كه داراى اجزاست تأكيد مىكند و به ضمير مؤكّد اضافه مىشود: حضرت الفرقة عامّتها، و الفرقتان عامّتهما، و الفرق عامّتهنّ.
٢. اسم علم جنسى دائم الاضافه است و هنگامى كه به اسم ظاهر اضافه شود، بر حسب موقعيّتش در جمله، معرب است: رأيت عامّة النّاس.
٣. مضاف قرار دادن آن در نيّت جايز است