فرهنگ اصطلاحات صرف و نحو عربی - دحداح، انطوان - الصفحة ٢٣٦
ع
ع، عين
حرف مبنى، قمرى، صحيح، و در حساب ابجد، معادل عدد ٧٠ است. اين حرف، جزو حروف بدون نقطه، داراى استفال و رخوت و نيز حرف حلقى است.
عائد
ضميرى است كه خبر را به مبتدا، حال را به صاحب حال و صله را به موصول ربط مىدهد.
١. از آنجا كه مبتدا و خبر، بر اثر اسناد با هم مرتبطاند و خبر همان جزئى از جمله است كه شنونده از آن بهره مىبرد و از مبتدا كلام نافع و تامّ مىسازد، ارتباط خبر با مبتدا از باب ضرورت، واجب است: العلم نافع؛ يعنى «هو»؛ العلم مقامه رفيع.
٢. حال، حكم براى صاحب حال است؛ همانگونه كه خبر، حكم براى مبتداست و ارتباط آنها با يكديگر مانند ارتباط خبر با مبتداست: جاء زيد راكبا؛ يعنى «هو».
٣. در صله بايد ضميرى وجود داشته باشد كه با موصول، در مفرد و مذكّر بودن و فروع آن، مطابقت كند. اين ضمير، عائد ناميده مىشود: سعد الّذى أخلص و اللّذان أخلصا.
عائد موصول
صله، مشتمل بر رابطى است كه ضمير نام دارد و به اسم موصول بازمىگردد و با موصول، در مفرد و مذكّر بودن و فروع آن دو، مطابقت مىكند. اين ضمير، عائد ناميده مىشود.
١. اگر اسم موصول، خبر براى مبتدا باشد، جايز است كه عائد، غايب بيايد و با اسم موصول مطابقت كند: أنا الّذى حضر. و نيز جايز است كه عائد، متكلّم و مخاطب باشد و با مبتدا مطابقت كند: أنا الّذى علّمتك.
٢. اگر موصول، مشترك باشد، مطابقت عائد لازم نيست. ازاينرو، مراعات لفظ، غالبا جايز است: شقى من أسرف. بنابراين، ضمير عائد در همۀ حالات، مفرد مذكّر است. و اگر بر اثر مراعات لفظ اشتباهى به وجود آيد، مراعات معنا جايز است: شقى من أسرفت، من أسرفتا، من أسرفوا...