فرهنگ اصطلاحات صرف و نحو عربی - دحداح، انطوان - الصفحة ٢٣٤
ظرف زمان
به اينگونهها تقسيم مىشود:
١. ظرف زمان معرب: (١) مبهم: آناء، أبدا، إزاء، أمد، حين، زمان، عند، مدّة، وقت.
(٢) محدود: أسبوع، خريف، خميس، ربيع، ساعة، شباط، شهر، عام، قرن، يوم، ثلاثة أيّام.
٢. ظرف زمان مبنى: الآن، أمس، أين، ريث، ريثما، لمّا، متى، مذ، منذ، إذ، إذا، أنّى، أيّان، بعد، بينا، بينما، عوض، قبل، قطّ، لدن، لدى، صباح مساء.
ظرف شبه متصرّف
بنابر ظرفيّت، منصوب و با حرف جرّ، مجرور مىشود:
١. با «من» مجرور مىشود: قبل، بعد، متى، لدى، عند.
٢. با «من و إلى» مجرور مىشود: فوق، تحت، أين، هنا.
٣. با «من، إلى و باء» مجرور مىشود: حيث.
٤. با «حتّى و إلى» مجرور مىشود: متى.
٥. با «من، إلى، مذ و منذ» مجرور مىشود: الآن.
ظرف غير متصرّف
فقط به صورت ظرف مبنى، و در محلّ نصب مفعول فيه به كار مىرود: إذ، إذا، أنّى، أيّان، بينا، بينما، قطّ، لدن، لدى. اين ظروف، در همه جا، بنابر ظرفيّت، محلاّ منصوباند.
ظرف متصرّف
به صورت ظرف و غير ظرف به كار مىرود:
١. به صورت ظرف، بر حسب موقعيّت خود در جمله، اعراب مىپذيرد: (١) ظرف:
سافرت ليلا. (٢) فاعل: طاب ليلك. (٣) مبتدا:
ليلكم سعيد.
٢. اگر ظرف، ضمير باشد، لازم است با حرفى ذكر شود: يوم الجمعة صمت فيه، و اگر حرف همراه آن نباشد، ضمير، مفعول به خواهد بود: يوم الجمعة صمته. اين قاعده تنها در ظروف متصرّف، جارى است.
ظرف مكان
به اينگونهها تقسيم مىشود:
١. ظرف مكان معرب: (١) مبهم: أمام، تحت، شمال، فوق، وراء، يمين، و آنچه كه به معناى جهات ششگانه است. (٢) محدود:
بحر، بلد، بيت، جبل، قريه، مدينه، مسجد، نهر.
٢. ظرف مكان مبنى: أين، ثمّ، ثمّت، حيث، هنا، أنّى، بعد، عل، قبل، لدن، لدى. جهات ششگانه هرگاه از اضافه منقطع شوند، مبنىاند.
ظرفيّت
يكى از معانى اين حروف است: إذ، إذما، إذا، إلى، أو، باء، على، عن، فى، لام، لمّا، مذ و منذ، من، ما، واو. اين حروف بر زمان يا مكان حصول چيزى دلالت مىكنند: ولدت إذ بدأت الحرب.
سأكافئك إذ ما عدت. أكرمه إذا جاء. ذهبت إلى المدرسة. لأستسهلنّ الصّعب أو أدرك المنى. زيد فى المنزل. (كُلٌّ يَجْرِي لِأَجَلٍ مُسَمًّى). لمّا جاء أكرمته.