فرهنگ اصطلاحات صرف و نحو عربی - دحداح، انطوان - الصفحة ٢٣١
ط
ط، طاء
حرف مبنى، شمسى، صحيح و در حساب ابجد، معادل عدد ٩ است. اين حرف، جزو حروف بدون نقطه و داراى استعلا و شدّت است.
طاقَةَ
اسم مضاف و از اسمهاى متوغّل در ابهام است: اجتهد طاقتك. حال و منصوب است؛ زيرا مضاف و مضاف اليه به تأويل مشتق رفتهاند. اين كلمه، فقط به ضمير، اضافه مىشود.
طالَما
فعل «مكفوف» ى است كه از عمل رفع بازمانده است. «ما» ى زايد، آن را از طلب فاعل باز مىدارد: طالما بحثت عن زوجة مناسبة.
«طالما» فعل جامد و به صيغۀ ماضى است و پس از آن همواره فعل مىآيد.
طُرّاً
حال و منصوب است: جاؤوا طرّا؛ «كافّة» و «قاطبة» نيز مانند آن است. اين كلمه، تثنيه و جمع بسته نمىشود و فقط براى عاقل به كار مىرود.
طَفِقَ
١. فعل ماضى ناقص از «اخوات كاد» است، معناى شروع كردن مىدهد و بر سر جملۀ اسميّه درمىآيد؛ مبتدا را، به عنوان اسم خود، مرفوع مىكند و خبر را، به عنوان خبر خود، منصوب مىسازد: طفق التّلامذة يدرسون. خبر آن، فعل مضارع است، پس از آن مىآيد و ضميرى را كه به اسم آن بازمىگردد مرفوع مىكند.
٢. اگر به معناى شروع كردن نباشد، فعل تامّ است: طفق فلان بمراده. آنچه از اين فعل ماضى، مشتق مىشود، از «اخوات كاد» به شمار نمىآيد.
٣. افعال شروع عبارتاند از: ابتدأ، أخذ، أقبل، انبرى، أنشأ، جعل، شرع، طفق، علق، قام، هبّ. همۀ اين افعال جامدند.
طَلَب
به معناى درخواست و تمايل است و در