فرهنگ اصطلاحات صرف و نحو عربی - دحداح، انطوان - الصفحة ٢٢٦
ض
ض، ضاد
حرف مبنى، شمسى، صحيح، و در حساب ابجد، معادل عدد ٨٠٠ است. اين حرف، جزو حروف نقطهدار و داراى استعلا و رخوت است.
ضَحْوَةً
ظرف زمان است: جئت ضحوة النّهار؛ يعنى پس از طلوع خورشيد. اين كلمه، مفعول فيه و منصوب به فتحه است.
ضَمَّتان (دو ضمّه)
حركتى است كه بالاى حرف نوشته مىشود و مانند «نون» ساكنى كه ماقبل آن ضمّه باشد، تلفّظ مىشود: ولد. دو ضمّه، علامت تنوين رفع در اسم نكره است.
ضمّه
حركتى است كه بالاى حرف نوشته مىشود و با جمع شدن لبها و بالا رفتن لب بالا تلفّظ مىگردد: الولد يدرس. ضمّه، علامت اصلى رفع است و «واو» و «الف» و «نون»، جانشين آن مىشوند: أبو، رجلان، يفعلون. و نيز علامت بناء است: يا يوسف.
ضمير
اسم غير متصرّف و جانشين اسم سابق، همچنين غايب، مخاطب و يا متكلّم است: هو، أنت، أنا. ضمير دو قسم است: بارز و مستتر.
١. ضمير بارز در تلفّظ و كتابت، ظاهر مىشود: هو. ضمير بارز دو نوع است:
(١) ضمير متّصل؛ در آخر كلمه واقع مىشود و جزئى از آن است: فعلت. (٢) ضمير منفصل؛ جدا از كلمه نوشته مىشود: هو.
٢. ضمير مستتر دو نوع است: (١) مستتر وجوبى؛ اسم ظاهر نمىتواند به جاى آن بنشيند، اين ضماير عبارتاند از: أنا، نحن، أنت: أكتب؛ كه ضمير مقدّر آن أنا است.
(٢) مستتر جوازى؛ اسم ظاهر مىتواند جانشين آن شود اين ضماير عبارتاند از: هو، هى: التّلميذ كتب؛ كه ضمير مقدّر آن هو است.
٣. هدف از وضع ضماير، اختصار است.
ضمير متّصل، كوتاهتر و مختصرتر از ضمير منفصل است. ازاينرو مىگويند: أكرمتك، و