فرهنگ اصطلاحات صرف و نحو عربی - دحداح، انطوان - الصفحة ٢٢٥
٤. علامت فعل ماضى اين است كه در آخر آن «تاء» ساكن تأنيث: فعلت، يا «تاء» متحرّك فاعل مىآيد: فعلت، فعلت، فعلت.
صيغۀ فعل مضارع
١. فعل مضارع با اضافه كردن يكى از حروف مضارعه به ابتداى ماضى ساخته مىشود. حرف مضارعه در رباعى، مضموم و در غير آن، مفتوح است.
٢. اگر ماضى، ثلاثى باشد، فاء الفعل آن ساكن مىشود و عين الفعل آن، حركت ضمّه، فتحه و يا كسره مىپذيرد. اين موارد در فرهنگهاى زبان عربى، به تفصيل، آمده است.
٣. اگر ماضى، غير ثلاثى باشد: (١) و در آغاز آن «تاء» زايد آمده باشد، ما قبل آخر آن، بدون تغييرى در حروف و حركات مىماند:
تدحرج، يتدحرج. (٢) و اگر چنين نباشد، ما قبل آخر آن، مكسور مىشود و همزۀ زايد آن - اگر موجود باشد - حذف مىگردد: انطلق ينطلق.
صيغۀ مبالغه
اسم مشتق به معناى اسم فاعل است و بر فراوانى وصف در موصوف دلالت دارد.
١. مىتوان صيغۀ فاعل را، كه صيغۀ اسم فاعل از مصدر فعل ثلاثى است، به صيغۀ ديگرى تغيير داد كه بيانگر كثرت و مبالغه باشد: زارع اسم فاعل است و اين معنا را مىرساند كه كسى كشاورزى مىكند؛ زرّاع اسم مبالغه است و بيانگر كثرت و مبالغه در كار كشاورزى است.
٢. صيغۀ فاعل، در معناى مجرّد خود، بر قوّت و ضعف و زيادى و كمى دلالت ندارد، ولى صيغۀ «فعّال» بر زيادى و مبالغه در آن معناى مجرّد دلالت دارد. آنچه در زارع گفته شد در موارد زير نيز گفته مىشود: ناظم نظّام، صانع صنّاع، خائض خوّاض.
٣. صيغههاى مبالغه از ثلاثى، و گاهى نيز از غير ثلاثى، ساخته مىشوند، و همۀ آنها سماعىاند: (١) از ثلاثى: حذر، صدّيق، علاّمة.
(٢) از غير ثلاثى: معطاء. (٣) برخى وزنهاى نادر: محرب، فاروق، مجذامة.
٤. به آخر برخى از وزنها «تاء» افزوده مىشود كه براى مبالغه است و براى تأنيث نيست: ضحكة، فروقة، علاّمة. دو مورد مسكينة و ميقانة شاذّ (خلاف قاعده) هستند.