فرهنگ اصطلاحات صرف و نحو عربی - دحداح، انطوان - الصفحة ٢١٨
بدار از بادر.
شواذّ اسم مَرَّه
اسم مرّه، از فعل ثلاثى و بر وزن «فعله» ساخته مىشود أخذة، قعدة. گاهى از ثلاثى و بر غير اين وزن نيز شنيده شده است: حجّة و رؤية، كه مخالف قياس است.
شواذّ اسم مصغّر
١. اگر مؤنّث معنوى، ثلاثى و موصوف باشد، در هنگام تصغير آن «تا» ى مقدّر ظاهر مىشود: أرض أريضة. ولى در موارد نادرى چنين نيست: قوس قويس؛ درع دريع؛ حرب حريب؛ نعل نعيل.
٢. هرگاه حرف دوم اسم، حرف علّۀ منقلب از غير خود باشد، در هنگام تصغير، به اصل خود بازمىگردد: باب، بويب. اين مورد نادر است: عيد عييد؛ زيرا مطابق قياس بايد «عويد» باشد؛ چرا كه «ياء» مقلوب از «واو» است.
شواذّ اسم منسوب
آنچه از احكام اسم منسوب، بيرون رود، شاذّ است و قاعدۀ خاصى ندارد. اين موارد فراواناند و ما به ذكر مشهورترين آنها بسنده مىكنيم: أنف أنافىّ در نسبت دادن به بينى بزرگ؛ اميّة أموىّ؛ بادية بدوىّ؛ بحرين بحرانىّ؛ بصره بصرىّ؛ ثقيف ثقفىّ؛ حضرموت حضرمىّ؛ دهر دهرىّ؛ دير ديرانىّ؛ روح روحانىّ؛ ربّ ربانىّ؛ رقبة عظيمة رقبانىّ؛ شآم شامىّ؛ صدر كبير صدرانىّ؛ طىّ طائىّ؛ قريش قرشىّ؛ لحية عظيمة لحيانىّ؛ ناصرة نصرانىّ؛ يمن يمان.
شواذّ اعلال
اسمهايى كه قاعدۀ اعلال بر أجوف آنها جارى نمىشود، شش اسماند:
١. اسم آلت: مقود.
٢. افعل تفضيل: أجود.
٣. صفت مشبّهه: أسود.
٤. افعل تعجّب: ما أطوله.
٥. اسم مرّه: قومة.
٦. «اسم نوع يائى»: حسن البيعة.
شواذّ اعلال به حذف
«واو»، در «مثال واوى» مجرّد معلومى كه عين الفعل مضارع آن مكسور باشد حذف مىگردد. اگر مصدر بر وزن «فعل» بيايد، عين الفعل آن مكسور، و به جاى «فاء» محذوف، «تاء» تأنيث به آخر آن اضافه مىشود: ثقة در اصل وثق و عدة در اصل وعد است. اينكه عين الفعل آن مفتوح شود نادر است: سعة، ضعة. اگر مصدر بر وزن «فعل» باشد، بر همان لفظ مىماند: وعد.
شواذّ أفعل تفضيل
١. اگر صفت مطلق از افعال دلالت كننده بر