فرهنگ اصطلاحات صرف و نحو عربی - دحداح، انطوان - الصفحة ٢١٢
محلّى از اعراب ندارد. بر وزن «فعال» و از فعل ثلاثى تامّ متصرف ساخته مىشود و به معناى فعل امر: اسمع است، فاعل آن، ضمير مستتر وجوبى و «أنت» در تقدير است.
سَماعِى
آنچه كه در آن قانون كلّى و مشتمل بر جزئيات ذكر نشده باشد، سماعى است و بستگى به شنيدن از اهل زبان دارد. مهمترين وزنها و صيغههاى سماعى، به عنوان مثال - و نه از باب حصر - چنيناند:
١. صيغۀ اسم مجرّد: (١) ثلاثى: فعل، شمس. (٢) رباعى: فعلل، جعفر. (٣) خماسى:
فعلّل، سفرجل.
٢. مصدر مجرّد: (١) ثلاثى: فعل، شرب، (٢) رباعى: فعللة و فعلال؛ دحرجة و دحراج.
٣. اسمهاى مشتقّ: (١) صفت مشبّهه:
فعلان، غضبان. (٢) صيغۀ مبالغه: فعّيل، صدّيق.
(٣) اسم مكان و زمان: مقبرة، مشرقة. (٤) اسم آلت جامد: منجنيق، ترتبيك.
٤. جمع مؤنّث سالم: إصطبلات، حمّامات.
٥. جمع مكسّر: (١) جمع قلّة: أفعل، أنفس.
(٢) جمع كثرت: فعلاء، بخلاء. (٣) جمع الجمع: أفاضلون، سادات.
٦. برخى از مصدرهاى ثلاثى غير ميمى كه جانشين صفت باشند و به آن ملحق شوند، سماعىاند: ثقة، عدل.
٧. فعل ثلاثى مزيد: خدم، أخدم، اختدم، استخدم.
٨. فعل رباعى مزيد: زمجر، تزمجر، ازمجرّ.
سَمْعاً
مفعول مطلق براى فعل محذوف است:
سمعا و طاعة و نصب آن به فتحه است.
سَمَّى
١. برخى از فعلها دو مفعول را منصوب مىكنند كه اصل آن دو، مبتدا و خبر نيست: كسا أخوك الفقير ثوبا. گروه ديگرى از افعال نيز دو مفعول را منصوب مىكنند و به جاى مفعول دوم آنها مىتوان جار و مجرور نهاد. سمّيته زيدا - بزيد.
٢. اين افعال عبارتاند از: اختار، استغفر، أمر، دعا، زوّج، سمّى، صدق، كنّى، كال.
سِنون - همانندهاى آن
هر كلمۀ ثلاثىاى است كه «لام» آن حذف شود به جاى آن «تاء» تأنيث بيايد و شكل آن شكسته نشود.
١. اين باب، مانند جمع مذكّر سالم است، گرچه تمام شروط آن را ندارد. الفاظ اين باب، محدود است و مهمترين آنها چنين است:
مئة، مئون؛ كرة، كرون؛ ظبة، ظبون؛ عضة، عضون؛ عزة؛ عزون، ثبة، ثبون.
٢. جايز است كه اعراب آن با حركات ظاهر در «نون» باشد. در اين صورت لازم است قبل