فرهنگ اصطلاحات صرف و نحو عربی - دحداح، انطوان - الصفحة ٢٠٧
جمله، اعراب مىپذيرد. در كلام، پيش از عدد قرار مىگيرد.
سابِعَ عَشَرَ
اسم عدد ترتيبى، مركّب و بر حسب موقعيّت خود در جمله، مبنى است.
١. جزء نخست آن بر وزن «فاعل» ساخته مىشود و هر دو جزء آن، مبنى بر فتحهاند. در تذكير و تأنيث با معدود، مطابق است: الفصل السّابع عشر، الرّسالة السّابعة عشرة.
٢. معدود آن، بر حسب موقعيّت خود در جمله، اعراب مىپذيرد و در كلام، پيش از عدد قرار مىگيرد.
سادِس
اسم عدد ترتيبى و مفرد است و بر حسب موقعيّت خود در جمله، اعراب مىپذيرد.
١. بر وزن «فاعل» ساخته مىشود و در تذكير و تأنيث با معدود، مطابق است: الفصل السّادس، الرّسالة السادسة.
٢. معدود آن بر حسب موقعيّت خود در جمله، اعراب مىپذيرد و در كلام، پيش از عدد قرار مىگيرد.
سادِسَ عَشَرَ
اسم عدد ترتيبى و مركّب است و بر حسب موقعيّت خود در جمله، مبنى است.
١. جزء نخست آن بر وزن «فاعل» ساخته مىشود و هر دو جزء آن، مبنى بر فتحهاند. در تذكير و تأنيث با معدود، مطابق است: الفصل السّادس عشر، الرّسالة السّادسة عشرة.
٢. معدود آن، بر حسب موقعيّت خود در جمله، اعراب مىپذيرد و در كلام، پيش از عدد قرار مىگيرد.
ساكن
حرف مبنى و داراى سكون است و در اين موارد به كار مىرود:
١. در فعل مضارع مجزوم: لم يفعل، غير از افعال پنجگانه.
٢. در فعل ماضى، مضارع و امر: فعلت، يفعلن، افعل.
٣. در برخى از حرفها و اسمها: أجل، لدن.
٤. در حروف علّۀ ساكن كه پس از حركت مناسب با خود قرار گيرند: عود، و در حرف لين، كه پس از حركت نامناسب با خود قرار گيرد: ميل.
سَأَلَ
افعال قلوب دو مفعول را منصوب مىكنند كه اصل آن دو، مبتدا و خبر است. افعال ديگرى نيز به اين فعلها ملحقاند كه با آنها هممعنايند، ولى فقط استفهام باعث تعليق عمل آنها مىشود: يسألونك أيّان يوم الدّين.
اين افعال عبارتاند از: أبصر، استنبأ، تفكّر، سأل، نظر.