فرهنگ اصطلاحات صرف و نحو عربی - دحداح، انطوان - الصفحة ٢٠٦
س
س، سين
١. حرف مبنى، شمسى، صحيح، و در حساب ابجد، معادل عدد ٦٠ است. اين حرف، جزو حروف بدون نقطه، داراى استفال و رخوت و نيز حرف صفير است.
٢. حرف معناى غير عامل و مبنى بر فتح است و محلّى از اعراب ندارد: (١) حرف استقبال است و اختصاص به مضارع دارد:
سأفعل. (٢) حرف تصريف در صيغههاى اوزان افعال و اسماء است: استفعل استفعالا.
ساءَ
فعل جامد و براى إنشاء (ذمّ) به شكل مبالغه است.
١. ضمير مستتر وجوبى را مرفوع مىكند و تفسير آن با اسم نكرۀ منصوبى است كه تمييز گرفته مىشود: ساء رجلا زيد.
٢. فقط به صورت ماضى به كار مىرود، مضارع، امر و مشتق ندارد و با فاعل ظاهر خود، جانشين فعل است. اگر فاعل آن مؤنّث باشد، جايز است «تاء» تأنيث به آن اضافه شود:
ساءت فتاة هند.
٣. فاعل «ساء»، سه وجه دارد: (١) معرّف با «أل» است: ساء الولد العاقّ. (٢) به معرّف با «أل»، اضافه مىشود: ساء رجل الحرب خالد.
(٣) به اسمى اضافه مىشود كه آن اسم، مضاف به معرّف با «أل» است: ساء مهمل أمر اللّغة سمير.
سائِرُ
اسم دائم الاضافه، به معناى «بقيه» و اسم فاعل است و بر حسب موقعيّت خود در جمله، اعراب مىپذيرد: جاء سائر النّاس؛ «النّاس»، مجرور به اضافه است.
سابِع
اسم عدد ترتيبى مفرد است كه بر حسب موقعيّت خود در جمله، اعراب مىپذيرد.
١. بر وزن «فاعل» ساخته مىشود و در تذكير و تأنيث، با معدود، مطابقت دارد: الفصل السّابع، الرّسالة السّابعة.
٢. معدود آن، بر حسب موقعيّت خود در