فرهنگ اصطلاحات صرف و نحو عربی - دحداح، انطوان - الصفحة ٢٠٠
متعدى يك مفعولى است: رأيت الرّجل.
٤. افعال يقين عبارتاند از: ألفى، تعلّم، درى، رأى، علم، وجد. اين افعال، «اخوات ظنّ» ناميده مىشوند.
رُبَّ، رُبَّتَ
حرف معنا و مبنى بر فتحه است و محلّى از اعراب ندارد، و حرف جرّ شبه زايد و محل مجرور آن، ابتدائيت يا مفعوليّت است.
١. حرف تقليل است: ألا ربّ مولود و ليس له أب. «مولود»، مبتدا و در محلّ رفع است.
٢. حرف تكثير است: ربّ قصيدة طويلة حفظت. «قصيدة»، مفعول به مقدّم و در محلّ نصب است.
٣. «ربّ» پس از «واو» و «فاء» و «بل» حذف مىشود، ولى عمل آن در مجرور كردن اسم باقى مىماند: و ليل كموج البحر أرخى سدوله.
٤. «ما» ى كافّه به آن متّصل مىشود و آن را از عمل جرّ باز مىدارد: ربّما زيد قادم: ربّتما قدم زيد. در اين صورت، هم «ما» و هم «ربّ» معرب مىشوند و از عمل باز مىمانند.
رُباعى
صيغۀ كلمهاى است كه از چهار حرف اصلى تشكيل شده و شامل اين موارد است:
١. مصدر رباعى مجرّد، كه از تمام حروف اصلى و زايد فعل ماضى مشتق از خود تركيب مىشود و داراى وزنهاى سماعى و قياسى است: فعلل فعللة و فعلالا، دحرج دحرجة و دحراجا.
٢. مصدر رباعى مزيد، از فعل ماضى معلوم مزيد، مشتق مىگردد و داراى وزنهاى قياسى است: تفعلل تفعللا، تدحرج تدحرجا.
٣. صيغۀ اسم رباعى يا اسم متمكّن مجرّد، كه داراى پنج وزن سماعى است: فعلل جعفر.
٤. فعل رباعى مجرّد، كه يك وزن دارد:
فعلل برطل.
٥. فعل رباعى مزيد، كه داراى يك يا دو حرف زايد است و سه وزن مشهور دارد:
افعنلل، احرنجم. «ابن قطّاع»، وزنهاى ديگرى نيز آورده است.
٦. حرف معناى رباعى، كه از چهار حرف گوناگون تركيب مىشود و ارتباطى با وزنهاى يادشده ندارد: إذما، حاشا، لولا.
رباعى مجرّد
فعل رباعى مجرّد از چهار حرف اصلى تشكيل شده است و يك وزن دارد، فعلل، يفعلل: دحرج، يدحرج. فعل رباعى مجرّد، به سبب حروف بسيار، نمىتواند مانند ثلاثى مجرّد تصريف شود و به همين دليل، كاربرد آن اندك است.
رباعى مزيد
فعل رباعى مزيد آن است كه يك يا دو حرف بر حروف اصلى آن افزوده شود.