فرهنگ اصطلاحات صرف و نحو عربی - دحداح، انطوان - الصفحة ١٩٦
ذانِ
اسم اشاره براى مثنّاى مذكّر قريب است و براى عاقل و غير عاقل به كار مىرود. مبنى بر «الف» و محلاّ مرفوع است: جاء هذان الرّجلان.
پيش از آن، «هاى» تنبيهى قرار مىگيرد كه «الف» آن تلفّظ مىشود، ولى نوشته نمىشود.
ذانِكَ
اسم اشاره براى مثنّاى مذكّر متوسّط است و براى عاقل و غير عاقل به كار مىرود. مبنى بر «الف» و محلاّ مرفوع است: جاء ذانك الرّجلان.
اين اسم، از اسم اشارۀ «ذان» و «كاف» خطاب، تركيب شده است.
ذانِّكَ
اسم اشاره براى مثنّاى مذكّر بعيد است و براى عاقل و غير عاقل به كار مىرود. مبنى بر «الف» و محلاّ مرفوع است: اقترب ذانّك الرّجلان. اين اسم، از اسم اشارۀ «ذانّ» و «كاف» خطاب، تركيب شده است.
ذلِكَ
اسم اشاره براى مفرد مذكّر بعيد است و براى عاقل و غير عاقل به كار مىرود، مبنى بر فتحه و بر حسب موقعيّت خود در جمله، محلاّ مرفوع، منصوب و يا مجرور است: اقترب ذلك الرّجل، رأيت ذلك الرّجل، مررت بذلك الرّجل. اين اسم از اسم اشارۀ «ذا»، «لام» بعد و «كاف» خطاب، تركيب شده است.
ذُو
اسم جنس و از اسماء خمسه است. اين اسمها دو حرفىاند و حرف سوم آنها حذف شده است: أب، أخ، حم، فو، ذو كه به معناى «صاحب» است.
١. هريك از اسماء خمسه: (١) به جاى ضمّه، با «واو» مرفوع مىگردد: جاء ذو المال.
(٢) به جاى فتحه، با «الف»، منصوب مىگردد:
رأيت ذا المال. (٣) به جاى كسره، با «ياء» مجرور مىگردد: مررت بذى المال. البته، اين در صورتى است كه به حرفى غير از «ياء» متكلّم اضافه شود، وگرنه با حركات، اعراب مىپذيرد.
٢. از اسماء دائم الاضافه است و فقط به اسم جنس ظاهر غير وصفى يا مصدر اضافه مىشود: والدى ذو فضل. «ذات»، «ذوو»، «ذوات»، «أولو» أولات» مانند «ذو» هستند.
البته «ذوو» به ندرت به ضمير هم اضافه مىگردد.
٣. نزد برخى از قبايل عرب - بنى طيّىء، اسم موصول، و به معناى «الّذى» است: جاء ذو تكلّم، مبنى بر سكون، فاعل و محلاّ مرفوع است، ولى كاربرد آن اندك است.
ذِهِ
اسم اشاره براى مفرد مؤنث قريب است و