فرهنگ اصطلاحات صرف و نحو عربی - دحداح، انطوان - الصفحة ١٨٨
خبر كادَ
«كاد» فعل ماضى ناقص است و بر سر جملۀ اسميّه درمىآيد؛ مبتدا را به عنوان اسم خود، مرفوع مىكند و خبر را، به عنوان خبر خود، منصوب مىسازد: كاد الفارس يضحك.
١. در خبر «كاد» و اخوات آن شرط شده است كه: (١) مضارع باشد. (٢) ضميرى را كه به اسم آن باز مىگردد مرفوع كند: يضحك هو.
(٣) متأخّر از «كاد» باشد. البته جايز است كه خبر، پيش از اسم «كاد» بيايد: كاد يضحك الفارس.
٢. خبر اين افعال با اين شروط با «أن» همراه مىشود: (١) همراه شدن خبر با «أن» در «اخلولق» و «حرى»، واجب است: حرى الطفل أن يمشى. (٢) در «أوشك» و «عسى»، خبر غالبا با «أن» همراه است: عسى الولد أن يذهب. (٣) در «كرب» و «كاد»، خبر غالبا با «أن» همراه نيست: كربت الشّمس تغيب. (٤) واجب است كه خبر افعال شروع با «أن» همراه نباشد:
«ابتدأ، أخذ، أقبل، انبرى، أنشأ، جعل، شرع، طفق، علق، قام، هبّ»: شرع المغنّى يجرّب صوته.
خبر كانَ
«كان» فعل ماضى ناقص است و بر سر جملۀ اسميّه درمىآيد؛ مبتدا را، به عنوان اسم خود، مرفوع مىكند و خبر را، به عنوان خبر خود، منصوب مىسازد: كان البرد قارسا.
١. اگر خبر افعال ناقصه، فعل باشد واجب است مضارع بيايد: كان التّلميذ يجتهد. گاهى خبر، فعل ماضى و با «قد» همراه است و پس از افعال ناقصه: «أصبح، أضحى، أمسى، بات، ظلّ و كان» مىآيد: كان التّلميذ قد نجح.
٢. اگر «كان» و «ليس» با نفى، همراه باشند، حرف «باء» به خبر آنها اضافه مىشود:
ما كان الله بظلام للعباد.
٣. اگر قرينهاى بر خبر «ليس» دلالت كند، حذف خبر آن جايز است: قال الكافر - ليس إله.
خبر لاتَ
حرف نفى «لات» بر سر جملۀ اسميّه در مىآيد، خبر را، به عنوان خبر خود، منصوب مىكند: لات [الساعة] ساعة ندامة، و مبتدا را به عنوان اسم خود، مرفوع مىسازد. اسم «لات» حذف مىشود و خبر آوردن براى آن با أسماء زمان «حين»، «ساعة» و «أوان» ممكن است:
لات أوان صلح.
خبر «لا» ى مشبّهه به لَيْسَ
حرف نفى «لا» بر سر جملۀ اسميه درمىآيد و خبر را، به عنوان خبر خود، منصوب مىكند: لا تلميذ مجتهدا، و مبتدا را، به عنوان اسم خود، مرفوع مىسازد. فراهم آمدن اين شروط در خبر «لا» لازم است:
١. خبر بر اسم آن پيشى نگيرد: لا مجتهد تلميذ.