فرهنگ اصطلاحات صرف و نحو عربی - دحداح، انطوان - الصفحة ١٨٢
مسموع، بدون تغيير دادن آن. حكايت جمله دو نوع است:
١. حكايت ملفوظ: «قالُوا: اَلْحَمْدُ لِلّهِ».
٢. حكايت مكتوب: «قرأت: (نَصْرٌ مِنَ اَللّهِ وَ فَتْحٌ قَرِيبٌ)».
حكايت مفرد
تابع است و عبارت است از آوردن عين لفظ مسموع، بدون تغيير دادن آن. حكايت مفرد دو نوع است:
١. با دو لفظ استفهامى «من، أيّ»: رأيت زيدا - من زيدا؟».
٢. بدون آن دو لفظ، مانند گفتار يكى از عربان، در پاسخ آنچه بدو گفتند: «هاتان تمرتان - دعنا من تمرتان».
^ أحكام خاص: (١) «من»؛ صحيح اين است كه مبنى است و در حال وصل، تغيير نمىكند، امّا هنگام وقف، به سبب دلالت بر حالت مسؤول عنه (آنچه از آن سؤال شده)، علامت تثنيه، جمع و تأنيث به آن ملحق مىشود. «من» و «أىّ» در اعراب، افراد، تثنيه، جمع، تذكير و تأنيث از اسم مسؤول عنه نكره پيروى مىكند: «جاء رجلان - أيّان؟ - منان؟» يا «جاء رجال - أيّون؟ - منون؟». (٢) دربارۀ علم، در همۀ حالتها، با «من» سؤال مىشود. در اين مورد «من»، مبتدا و اسم پس از آن خبر است: «جاء خالد - من خالد؟». (٣) اگر پيش از «من»، «واو» عطف بيايد، لازم است در همه حال، اسم پس از آن، مرفوع باشد: «جاء زيد و رأيت زيدا و مررت بزيد - و من زيد؟».
حِلْيَه (زينت)
١. اگر بر رنگ، عيب و يا زينت دلالت كند، لازم است: كحل. البته اين امر، شروط ديگرى نيز دارد.
٢. صفت مشبّهه از ثلاثى لازم، بر وزنهاى سماعى ساخته مىشود. امّا اگر بر رنگ، عيب و يا زينت دلالت كند، بر وزن قياسى «أفعل» ساخته مىشود: أكمل.
٣. شرط است كه صيغۀ افعل تفضيل بر رنگ، عيب يا زينت دلالت نكند. بنابراين، افعل تفضيل از: خضر، عمى، دعج ساخته نمىشود؛ زيرا از آنها بر اين وزن، صفت مشبّهه مىسازند. اگر وصف مطلق فعلهايى كه دلالت بر رنگ، عيب و زينت مىكنند بر وزن «أفعل» نباشد، افعل تفضيل آن مىتواند بر وزن «أفعل» بيايد: هذا أقبح من ذاك و أشنع منه؛ زيرا وصف مطلق اين دو: قبيح و شنيع است.
حمداً
مفعول مطلق منصوب است: حمدا للّه، براى فعل محذوفى كه تقدير آن «أحمد» است.
حَمُو، حَمٌ
اسم جنس و از اسماء خمسه است. اين اسمها دو حرفىاند و حرف سوم آنها حذف