فرهنگ اصطلاحات صرف و نحو عربی - دحداح، انطوان - الصفحة ١٨١
حسب، خال، زعم، ظنّ، عدّ، هب. اين افعال، «اخوات ظنّ» ناميده مىشوند.
حَسْبُ
اسم مضاف و به معناى «يكفى» و از اسمهاى متوغّل در ابهام است.
١. اگر از نظر لفظ و معنا مضاف باشد، به تناسب جايگاهش در جمله، معرب بودن آن جايز است: حسبك اللّه، هذا رجل حسبك من عالم، بحسبك النّزاهة.
٢. اگر فقط از نظر معنا مضاف باشد، بايد مبنى بر ضمّه باشد: قبضت درهما فحسب؛ يعنى آن مقدار كه تصرف كردهام، براى من كافى است.
حَقّاً
١. مفعول مطلق منصوب است: أكرمتك حقّا، و مفعول مطلق براى فعل محذوف: أنت أخى حقّا.
٢. مفعول فيه منصوب است: أحقّا أنّك ذاهب. همزه، حرف استفهام و «حقّا» ظرف زمان و دربرگيرندۀ معناى «فى» است.
٣. اسم معرب است: قال حقّا، كه غالبا به صورت صفت منصوب مىآيد.
حقّ صدارت
مرتبه و جايگاه اسمى است كه، صدر كلام براى آن معيّن شده است و مىتواند مبتدا باشد.
أسماء صدارت طلب عبارتاند از:
١. اسم استفهام: كم كتابا عندك؟
٢. اسم شرط: أىّ تلميذ يدرس ينجح.
٣. اسم اشاره: هذا رجل صغير.
٤. اسم موصول: ماذا فعلت؟
٥. ضمير: أنت كريم.
٦. «ما» ى تعجّب: ما أجمل الوردة.
٧. «كم» خبريه: كم طالب جاء.
حقيقى
مذكّر يا مؤنّث دو نوع است:
١. مذكّر حقيقى كه بر جنس نر انسان و حيوان دلالت مىكند: أب، أسد و مؤنّث حقيقى كه بر جنس مادۀ انسان و حيوان دلالت مىكند: أمّ، لبؤة.
٢. مذكّر و مؤنّث مجازى كه بر اسم اشياء دلالت مىكنند: بيت، مذكّر؛ شجرة، مؤنّث.
حكايت
تابع است و عبارت است از آوردن عين لفظ مسموع، بدون تغيير دادن آن؛ و بر دو نوع است:
١. حكايت مفرد: قال الرّاوى: «رأيت زيدا - من زيدا؟» يا «رأيت رجلا - أيّا؟».
٢. حكايت جمله: قالوا: «الحمد للّه».
حكايت جمله
تابع است و عبارت است از آوردن عين لفظ