فرهنگ اصطلاحات صرف و نحو عربی - دحداح، انطوان - الصفحة ١٧٤
حرف مُسْتَفِلَه.
حرف مبنى است و هنگام تلفّظ آن، زبان به طرف كام پايين ميل مىكند. حروف مستفله ٢٢ حرف است: ء، ب، ت، ث، ج، ح، د، ذ، ر، ز، س، ش، ع، ف، ك، ل، م، ن، ه، و، ا، ى.
حروف مشبّهةٌ بالفعل
حرفى است دربرگيرندۀ معناى فعل، و از سه حرف و بيشتر تشكيل شده است. آخر آن مانند فعل ماضى، مبنى بر فتحه است. حروف مشبّهه به فعل بر سر جملۀ اسميه درمىآيد، مبتدا را، به عنوان اسم خود، منصوب مىكند و خبر را، به عنوان خبر خود، مرفوع مىسازد.
١. «إنّ» و «أنّ» به معناى تأكيد: إنّ زيدا شجاع.
٢. «كأنّ» به معناى تشبيه: كأنّ زيدا أسد.
٣. «لكنّ» به معناى استدراك: زيد عالم لكنّه شرّير.
٤. «ليت» به معناى تمنّى (آرزو): ليت الشّباب يعود.
٥. «لعلّ» به معناى ترجّى (اميدوارى): لعلّ الصّديق قادم.
حرف مشبّهةٌ به لَيْسَ
حرفى است كه در نفى، مشابه «ليس» است. حروف نفى چهار حرف است، بر سر جملۀ اسميه درمىآيد و مبتدا را، به عنوان اسم خود، مرفوع مىكند و خبر را، به عنوان خبر خود، منصوب مىسازد.
١. «إن»: إن أحد خيرا من أحد إلاّ بالعلم.
٢. «لا»: لا تلميذ مجتهدا.
٣. «لات»: لات - الساعة - ساعة النّدامة.
٤. «ما»: ما سمير شجاعا. عربان دربارۀ اين حروف، اختلاف دارند. اين حروف در نظر اهل حجاز، عمل مىكنند، ولى در نظر بنى تميم عمل نمىكنند و مهملاند.
حرف مشدّد
حرف مبنى است و يكى از ضوابط حروف را با خود دارد. آن ضابطه، شدّتى است كه بر تكرار از يك حرف، دلالت مىكند. تشديد در اين موارد، واقع مىشود:
١. در حرف شمسى؛ كه با وجود آن، «لام» تعريف تلفّظ نمىشود و حرف شمسى مشدّد مىگردد: الشّمس.
٢. در ادغام؛ هنگام داخل شدن حرف ساكن در حرف متحرّك از جنس خود، به صورت حرف واحد مشدّد: مدد، مدّ.
حرف مصدر
حرف معناست و بر سر جملهاى درمىآيد كه مصدر بتواند جانشين آن شود.
حروف مصدر چهار حرف است:
١. همزه: سواء علىّ أدرست أم لم تدرس.
٢. «أن»: أحبّ أن أخدم وطنى.
٣. «كى»: استقم كى تفلح.